راستی بهترین نیکی است.خرسندی برای کسی است که راستی را بهترین راستی بخواهد.
تفسیر:خرسندی راستین هنگامی به وجود می آید که خودخواهی را کنار بگذاریم و برای خدا و آفرینندگان خدا نیک بیندیشیم.نیک بگوییم و نیک انجام دهیم و همه را خرسند سازیم و خود نیز از آن خرسندی خداداد بهره مند شویم.پس راستی بهترین نیکی است.و چون همه کارها راست و درست خواهد بود. کمی و کاستی دور خواهد شد و در نتیجه غم و اندوه نخواهد ماند و شادی و خرسندی دست خواهد داد.
نیک می دانم که هیچ نیایشی نیست که از جان و دل برآید و بی پاسخ بماند.
هرگز به کسی که با راستی و درستی زندگی می کند.ستم روا نگردد و هرگز به کسی که جهان را می پرورد.آسیب نرسد.
خدایا به ما کمک کن.ما چشم به راه لطف تو هستیم.
بهترین گفته ها را با گوش بشنوید و با اندیشه روشن ببینید.
آیین را پیش از آن که روز بزرگ فرا رسد دریابید و نیک بفهمید.
فرزانگان هستند که درست بر می گزینند نه بد اندیشان.
و تا پایان هستی بدترین اندیشه برای دروغ کار و بهترین اندیشه از آن راست کار خواهد بود.
کسی که بهترین اندیشه را انتخاب می کند با کارهای راستین خود خدای دانا را خشنود می کند.
آنان که دچار شک و تردید می شوند حقیقت را به درستی باز نمی شناسند فریب می خورند و بدترین اندیشه را بر می گیرند و در نتیجه روی به خشم می برند و زندگی مردم را به تباهی می کشانند.
به کسی که راه درست را بر می گزیند به شهریاری خدایی و نیک اندیشی و راستی می رسد و آرامش پایدار به کالبد او نیرو و توان می بخشد
پس بیاییم از کسانی شویم که این زندگانی را تازه می کنند و جهان را نو می سازند.
ای مردم اگر شما این دو اصل آرامش و ناآرامی را دریابید که خدای دانا مقرر فرموده و آن این است که زیان دیرپا از برای دروغ کار است و فروغ بی پایان از برای درستکار هر آینه به خرسندی و شادکامی خواهید رسید.
اگر چیزی برای کسی سودمند باشد و برای دیگری زیانمند آن را نمی توان نیک شمرد.نیک آن است که نه به سود یک نفر خودخواه بلکه به سود راست و درست اجتماع باشد
اگر کسی دانا باشد و اندیشمندی خود را به کارهای نیک گمارد نیکی آفریننده و نیکی افزاید گفتارش خوش باشد و رفتارش نیک.اگر نادان باشد و به بدی گراید بد گوید بد کند و بد بیند
هرکس چه درغگو باشد و چه راستگو چه دانشمند باشد و چه بی دانش آنچه در دل و در سر دارد برملا می کند
کسی که از راستی پیروی می کند برای خود در فروغ روشنایی جایگاهی برمیگزیند و کسی که دروغ کار است عمری دراز در تیرگی با آه و افسوس سر می کند
ای خدای دانا کسانی که از روی حرص و طمع از پیام آشکار تو آزرده اند حرص و طمع آنان را از دیدار راستی باز می دارد.
ای مزدا همه خوبی های زندگی چه آنهایی که بوده چه آنهایی که هستند و خواهند بود از توست.از سر مهر خود ما را از آنها بهره مند سازو از راه منش نیک و شهریاری و راستی به تندرستی ما بیفزا.
خدایا دلم را برانگیز و توانایی ام ببخش
ای خدایی که همه چیز را می بینی کمکم کن و با لطف و کرم بی مانند خود وجدانم را از روی آیین راستی آگاه ساز
کسی که همه اندیشه و کردار نیک خود را تنها در راه تو ای خدای دانا انجام می دهد همواره به پیش می رود و ترقی می کند و روانش با راستی همگام است.
اهورامزدا با دستهای توانایش جلوی آزار بدخواهان را سخت می گیرد.
پاداش به کسانی داده می شود که در زندگی مادی برگزیده خود با منش نیک به این جهان بارور خدمت می کنند و در پرتو راستی آیین نیک خرد تو را در اجتماع پیش می برند.
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 21 تیر1388 و ساعت 14:23 |
رويارويي خوب است
اگر هنگام برخورد با شرايطي که شما را دچار رنجش و زحمت مي کند، سخت ترين انتخاب زندگيتان را انجام دهيد زندگي بهتري در پيش خواهيد داشت. آيا اطرافيان از موضوعاتي صحبت مي کنند که نمي خواهيد بشنويد؟ به حرفهايشان گوش دهيد. آنها سعي دارند کمک کنند. همين اصل را در قبال جرياناتي که ناراحتتان مي کنند، در پيش بگيريد. در صورتي از برخورد با اين پيشامدها پيروز و موفق بيرون مي آييد که در واقع بر آنها مسلط شويد و در نوع برخورد مهارت پيدا کنيد؛ راه ديگري وجود ندارد.
اما به هر حال شما ساخته و پرداخته گذشته تان هستيد. براي ساختن آينده اي درخشان تر چه کاري مي توانيد انجام دهيد؟ يک دسته کاغذ و قلم مقابلتان قرار دهيد. حالا اسم خودتان را روي کاغذ بنويسيد. اين کار به نظر احمقانه مي رسد. اما مي خواهيم به نظريه اي برسيم. شما توانستيد تصميم بگيريد و اسمتان را روي کاغذ بنويسيد. بنابراين چه چيزي شما را از حمله به مشکل بزرگتر باز مي دارد؟ هيچ اجباري در نوشتن نامتان روي کاغذ وجود نداشت. در واقع ترس از نتيجه کار است که شما را از حل مشکلات باز مي دارد. اما نکته خنده دار اين است که انجام ندادن کاري به خاطر ترس، به طور اتوماتيک نتيجه بدتري به بار مي آورد. بنابراين انجام کار، يگانه راه طبيعي مواجهه با مشکل است. حالا موضوعي را که تاکنون شما را بيش از هر چيزي رنجانده ، يادداشت کنيد. سپس اولين کاري را که مي توانيد براي اصلاح و حل مشکل انجام دهيد بنويسيد و به آن عمل کنيد. مي بينيد که اين کار به آن سختي که تصور مي کرديد، نبودمگه نه ؟؟؟
دیدی چقدر آسان بود پس پیش بسوی پیروزی !!!!!!!!!
همیشه پیروز باشید
|+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 31 فروردین1388 و ساعت 22:29 |
68 ثانیه طلایی
بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها میگویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعا میخواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب میکند.
اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند. اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد. در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد. 68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد میگویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد؟! خوب آیا شما هم همین طور فکر میکنید؟ بسیار عالی است! امتحان کنید. خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف میشود. ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر میشود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ... ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم. ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن. بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن. هر ساعت 60 دقیقه است و شبانه روز شاملا 24 تا 60 دقیقه یعنی هزارو چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!! به راستی این فکر پر جست و خیز که نمیتواند 68 ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟! فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد. پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد. فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئنا به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود. باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم. 68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم. 68 ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم. 68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم. کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم. اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم. 68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم. آن وقت می توانی
با تشکر از منصورعزیز
|+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 28 بهمن1387 و ساعت 12:56 |
نه اندرز از کریستین لارسون
۱-چنان قوی باش که هیچ عاملی، آرامش فکر تو را بر هم نزند. ۲-درباره سلامت، شادمانی و خوشبختی سخن بگو. ۳-محاسن و مزایای دوستانت را به آنان گوشزد کن. ۴-در هر چیز، جنبه روشن آن را ببین. ۵-همیشه درباره بهترین پیش آمدها فکر کن. ۶-از موفقیت دیگران همان قدر خوشحال باش که از موفقیت خودت خوشنود می شوی. ۷-به اشتباهات گذشته فکر مکن، اما از آن ها درس بگیر. ۸-شاد باش و به دیگران لبخند بزن. ۹-آن قدر بزرگ باش که نگران نشوی، آن قدر نجیب و موقر باش که خشمگین نشوی، و آن قدر شاد باش که اجازه ندهی مشکلی بروز کند.
سخنان شوپنهاور
اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است. شوپنهاور
اگر با خونسردی گناهان کوچک را مرتکب شدیم ، روزی می رسد که بدترین گناهان را هم بدون خجالت و پشیمانی مرتکب میشوبم . شوپنهاور
ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم . شوپنهاور
وقایع خوش زندگي مثل درختان سبز و خرمي است که وقتيکه از دور نظاره شان می کنيم خيلي زيبا به نظر می رسند ولي به مجرد آنکه نزديکشان شده و در داخلشان می رويم زيبائيشان هم از بين می رود ، شما در اين موقع نمی توانيد بفهميد زيبائیش به کجا رفته ، آنچه می بينيد چند درخت خواهد بود و بس. شوپنهاور
|+| نوشته شده توسط کتایون در جمعه 18 بهمن1387 و ساعت 14:24 |
بابای من می تونه هر کاری رو انجام بده.
سالگی : بابای من می تونه هر کاری رو انجام بده.
5 سالگی: بابای من خیلی چیزا می دونه.
6 سالگی: بابای من زرنگ تر از بابای توست.
8 سالگی: بابای من همه چیزو هم نمی دونه.
10 سالگی: قدیما, اون وفتا که بابام هم سن و سال من بود, مطمینا همه چیز با حالا فرق داشت.
12 سالگی: اوه, بله, طبیعتا, بابام همه چیزو در مورد اون نمی دونه.بابا به قدری پیر شده که دیگه
بچگی های خودشم فراموش کرده.
14 سالگی: به حرفهای بابام توجه نکن.اون دیگه از مد افتاده!
21 سالگی: بابام؟خدا مرگم بده, او دیگه کاملا از رده خارجه.
25 سالگی: بابا یه چیزهایی در مورد اون می دونه, اما, خوب,باید هم بدونه,چون یه پیرهن هم که باشه بیشتر از ما پاره کرده.
35 سالگی: شاید بهتر باشه از بابا بپرسم که نظرش دراین مورد چیه.از هر چه که بگذریم,او
تجارب زیادی تو زندگی کسب کرده.
40 سالگی: موندم که بابای خدا بیامرزم کارها را چه جوری راست و ریس می کرد.او خیلی عاقل
بود, دنیایی تجربه داشت.
50 سالگی: حاظرم همه چیزمو بدم و در عوض بتونم چند لحظه ای در این مورد با بابای خدا بیامرزم مشورت کنم.حیف که قدراون همه هوش و ذکاوتش را ندونستم.خیلی چیزا بود که می تونستم ازش یاد بگیرم.
|+| نوشته شده توسط کتایون در شنبه 12 بهمن1387 و ساعت 13:19 |
.THE INTERVIEW WITH GOD
.
در رويا ديدم که با خدا حرف ميزنم
So you would like to interview me? God asked
او از من پرسيد :آيا مايلي از من چيزي بپرسي؟
If you have the time? I said.
گفتم ....اگر وقت داشته باشيد....
God smiled. ? My time is eternity.
لبخندي زد و گفت: زمان براي من تا بي نهايت ادامه دارد
What questions do you have in mind for me?
چه پرسشي در ذهن تو براي من هست؟
What surprises you most about humankind?
پرسيدم: چه چيزي در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده مي کند؟
God answered...
پاسخ داد:
That they get bored with childhood,
آدم ها از بچه بودن خسته مي شوند ...
they rush to grow up, and then
عجله دارند بزرگ شوند و سپس.....
Long to be children again.
آرزو دارند دوباره به دوران کودکي باز گردند
That they lose their health to make money...
سلامتي خود را در راه کسب ثروت از دست مي دهند
and then lose their money to restore their health.
و سپس ثروت خود را در راه کسب سلامتي دوباره از صرف مي کنند....
That by thinking anxiously about the future,
چنان با هيجان به آينده فکر مي کنند.
They forget the present,
که از حال غافل مي شوند
Such that they live in neither the present nor the future.
به طوري که نه در حال زندگي مي کنند نه در آينده
"That they live as if they will never die,
آن ها طوري زندگي مي کنند.،انگار هيچ وقت نمي ميرند
and die as though they had never lived.
و جوري مي ميرند ....انگار هيچ وقت زنده نبودند
we were silent for a while.
ما براي لحظاتي سکوت کرديم
.
سپس من پرسيدم..
As a parent, what are some of life's lessons you want your children to learn
مانند يک پدر کدام درس زندگي را مايل هستي که فرزندانت بياموزند؟
To learn they cannot make anyone love them.
پاسخ داد:ياد بگيرند که نميتوانند ديگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند
All they can do
ولي مي توانند
is let themselves be loved.
طوري رفتار کنند که مورد عشق و علاقه ديگران باشند
To learn that it is not good to compare themselves to others.
ياد بگيرند که خود را با ديگران مقايسه نکنند
To learn to forgive by practicing forgiveness.
ياد بگيرند ...ديگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگي
To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love,
داريد ايجاد کنيد ياد بگيرند تنها چند ثانيه طول مي کشد تا زخمي در قلب کسي که دوستش
and it can take many years to heal them.
ولي سال ها طول مي کشد تا آن جراحت را التيام بخشيد
To learn that a rich person
ياد بگيرند يک انسان ثروتمند کسي نيست که دارايي زيادي دارد
is not one who has the most,but is one who needs the least
بلکه کسي هست که کمترين نيازوخواسته را دارد
To learn that there are people who love them dearly,
ياد بگيرند کساني هستند که آن ها را از صميم قلب دوست دارند
but simply have not yet learned how to express or show their feelings.
forgive one another, but they must also forgive themselves.
بلکه انسان ها بايد قادر به بخشش و عفو خود نيز باشند
"Thank you for your time," I said
سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم
"Is there anything else you would like your children to know"
آيا چيز ديگري هم وجود دارد که مايل باشي فرزندانت بدانند؟
God smiled and said, Just know that I am here... always.
خداوند لبخندي زد و پاسخ داد: فقط اين که بدانند من اين جا و با آن ها هستم....براي همي
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 ساعت 12:58 توسط زهراناظمی
|+| نوشته شده توسط کتایون در جمعه 4 بهمن1387 و ساعت 23:26 |
از آسمان همه ما طلا می بارد بشرط اینکه راهشو بلد باشیم
مثل بقیه ی روزها می دونیم که امروز هم رفتن سر کار بدون نتیجه است. فایده ای نداره بریم مدرسه! دانشگاه به درد ما نمیخوره! ما می دونیم ولی باز هم صبح از خواب بیدار میشیم و فکر می کنیم که بیدار شدیم. ولی تازه اول خوابمون شروع شده. خوابی که چشم مارو به واقعیت ها بسته.
ما تلاش می کنیم، زحمت می کشیم، و آخر شب می خوابیم با این اطمینان که ما به هیچ چیز نرسیدیم.
سال هاست که یاد گرفتیم که بیداری مال قهرمان هاست، موفقیت مال نابغه هاست.
این قدر این جملات رو که من نمیتونم و از من دیگه گذشته و این کار مال آدم حسابی هاست و پولم کجا بود رو گفتیم که شدیم یک آدم بی عرضه ی بی مصرف. همه ی رفتارهامون، همه هدف هامون و همه ی برنامه ریزی هامون رو بر پایه ی این جمله ها انجام می دیم.
بدون هیچ انگیزه ای کار می کنیم، درس می خونیم، زندگی می کنیم و دایم با خودمون تکرار می کنیم که شانس ما اینه دیگه! ما هم اینجوری باید زندگی کنیم. قافل از اینکه داریم زندگی مون رو خراب می کنیم. شبانه روز این جمله های منفی رو میگیمو بهشون اعتقاد راسخ داریم؛ که ما این کاره نیستیم!
باور کردنش سخته، ولی تمام مشکلات یا مسایل ما از هم این جملات شروع میشن. جملاتی که اگر چه به ظاهر کار خاصی انجام نمیدن؛ ولی روی مغز ما تأثیر می گذارند. عباراتی که رفتار ما، افکار ما و عمل ما رو تحت تأثیر قرار می دهند.
کاری می کنند که ما به یک خواب عمیق فرو بریم و هیچ وقت بیدار نشیم، بیدا نشیم و نبینیم که چه کارهای بزرگی میشه انجام داد. که به چه موفقیت هایی می شه رسید. بیدارمون کنه که ببینیم کسایی که موفق شدن، اونایی که ثروتمند شدن، افرادی که به بالاترین درجات علمی و معنوی رسیدن مثل ما آدم معمولی بودن!
کاش یکی مارو از این خواب بیدار کنه!
تاجری بود که هر زمانی از اون می پرسیدن اوضاع بازار چطوره؟ جواب میداد: انگار از آسمون طلا می باره! حتی وقتی که تمام بازار ورشکسته شده بود.
باید ابرهای سیاه منفی بافی رو کنار بزنیم تا مسیری باز بشه برای رحمت الهی!
ما باید باور کنیم که هر آن چه از خدا بخواهیم، خداوند به ما می ده!
باید باور داشته باشیم و همیشه تکرار کنیم، که از آسمان من طلا می بارد!
|+| نوشته شده توسط کتایون در جمعه 4 بهمن1387 و ساعت 14:26 |
گزیده اى ازكتاب فلورانس اسکاول شین
آنچه در ملكوت مقدر نشده باشد، در هيچ كجا رخ نخواهد داد.
ايمانی كه دل و جراًت نياورد ايمان نيست.
هيچگاه زير پايت را نگاه نكن، در غير اينصورت نمی جهی!
پيش از سحر تاريك است . اما تا كنون نشده كه آفتاب طلوع نكند، پس به سحر اعتماد كنيد.
خودخواهی، راهها را مسدود و خير و خوشی را دور می كند. حال آنكه هر انديشهً مهرآميزعاری از خودخواهی، نطفهً موفقيت را در خود می پروراند.
آنچه در حق ديگران می كنيد، همانا برا ی خود می كنيد زيرا كارهايتان به خودتان باز خواهد گشت.
بيشتر مردم زندگی را پيكار می انگارند . اما زندگی پيكار نيست، بازی است.
هر چند بدون آگاهی از قانون معنويت نمی توان در اين بازی برنده شد و پيروز بود، و عهد عتيق و عهد جديد ، با وضوحی شگفت انگيز قواعد اين بازی را بيان می كنند. زندگی ، بازی بزرگ دادو ستد است. زيرا آنچه آدمی بكارد همان را درو خواهد كرد. يعنی هر آنچه از آدمی در سخن يا عمل آشكار شود يا بروز كند به خود او باز خواهد گشت، و هر چه بدهد باز خواهد گرفت.اگر نفرت بورزد ، نفرت به او باز خواهد آمد. و اگر عشق ببخشد ، عشق خواهد ستاند. اگر انتقاد كند، از او انتقاد خواهد شد و...هر آ نچه آدمی در خيال خود تصوير كند – دير يا زود – در زندگيش نمايان می شود.
برای پيروزی در بازی زندگی بايد نيروی خيالمان را آموزش دهيم .كسی كه به قوهً تخيل خود آموخته باشد كه تنها نيكی را تصوير كند و ببيند، خواهد توانست به همه مرادهای بحق دلش - خواه سلامت وخواه ثروت و خواه محبت و خواه دوستی و خواه بيان كامل نفس ، و يا هر آرمان بزرگ ديگر- برسد
|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 24 دی1387 و ساعت 19:10 |
او فرزند است نه در بند
کمال و رشد کودک از اینجا آغاز میشود، از فهم این نکته: او فرزند است نه دربند. بیاییم از طنزِ تربیت فرزند، دست کشیده، به پرورش و تربیت پدر و مادر معتقد شویم!
فرزند ما، در زندانی است که دیوارهایش از تذکر ساخته شده است.
اگر به تربیت معتقدی، دستکم بکوش تا فرزندت مثلِ خودش بار بیاید نه مثلِ خودت.
سعینکن به فرزندت، درستها و نادرستها را آموزش دهی،چراکه آنها چیزی نیستند جز به منفعتها و به ضررها!
اگر دروغهای فرزندت را به رویش بیاوری، آنها بهزودی از فرطِ پیچیدگی، به راست شباهت پیدا خواهند کرد.
فرزند، میکروب نیست که بهطور دائم زیر ذرهبین باشد.
هرگاه فرزندت را تنبیه بدنی میکنی، بدان که در آن لحظه، در حال خودزنی میباشی!
برای پرورش اعتمادبهنفس کودکت، تنها یک راه داری: نگاه طنزآمیز به زندگی.
در دورانِ ما، در سرِ کودکان، بهجای مغز، پدر و مادر قراردارند!
خشمگینشدن، آسانترین راه است اما پیامدهایش سختترین!
چرا از به آغوش کشیدن نیمهی خود، پرهیز میکنی؟!
چگونه ممکن است همیشه حق با پدر و مادر باشد؟!
بهجای تشویق کودک به مطالعه، خودت مطالعه کن.
احترام به فرزندت، احترام به خداست بهخاطر آفرینشش، لطفاً از دستکاریِ خلقت خودداری کن.
بهروی آوردن رفتار منفی، چیزی جز تثبیت کردن آن نیست.
رفتارها بهسان شبها و روزها، در حال گذر میباشند و این تذکر توست که چون سدّی مانع گذر میشود.
نصیحت، تنها یک سرگرمیِ کلامی است.
دائماً میخواهی که فرزندت، تو باشد؛ گاهی هم تو، فرزندت باش.
بدان نهگفتن، علامت بودنِ کودک است. نه، یعنی اینکه من هستم. آری، یعنی اینکه تو هستی.
اگر به نخواستنهای فرزندت توجه نکنی، او به خواستنهای تو توجه نخواهد کرد.
تحقیرِ کودک، بالابردن پنهانی خود است.
مواجهه با فرزند، فرصت خوبی برای دیدار پنهانی با خود است.
بدان، اگر در خردسالی با او مشورت نکنی، او در بزرگسالی با تو مشورت نخواهد کرد.
او دشنام میدهد و تو میگویی: «دیگر نشنوم که بگویی...» و اینچنین با تکرار مجدد دشنام، به فرزندت مجوزی دوباره میدهی!
شگفتا! که بعضی از پدر و مادرها قادرند به تمامی سؤالات فرزندشان پاسخ دهند!و گوش کودک، همیشه تشنهی کلمهی «نمیدانم» باقیمیماند!
چگونه کودک میتواند اعتمادبهنفس داشته باشد درحالیکه باید مدام به غیر، اعتماد نماید!
کودک برای رشد فکری خود، محتاجِ «شاید» است ولی پدر و مادر، لحظهای از ریختن بمبهای «باید» بر سر او، دستبرنمیدارند.
کودک از پدر و مادر ناموافق، حسابمیبرد و بر روی پدر و مادر موافق، حساب بازمیکند.
بگذار فرزندت گاهی سکوتِ پر از مهرِ تو را نیز تجربه کند.
آیا میدانی که مهربانی نیز میتواند گاهی به زندانی از مهر بدل شود؟
کودک همیشه در حافظهی پدر و مادر بهسر میبرد اما کودکیِ پدر و مادر در حافظهشان خیر!
پدر باش، نه فیلسوف. مادر باش، نه پرستار.
پدر و مادر، دو باغبانِ گلهای زندگیِ بوستانِ وجودِ کودکاند، ببین آیا گلها زیادتر شدهاند یا علفهای هرز؟
همیشه در نظر داشته باش: کودک آوردهی توست نه آمدهی خود. پس دیگر...
چشم کودک به چشم پدر و مادر نیست، به نگاهِ آنان است.
کودک، کردهها را میشنود نه گفتهها را!
و بدان که اگر تو حقداری بزرگی کنی، او نیز حق دارد کودکی کند.
|+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 16 دی1387 و ساعت 22:46 |
شكرگزاري و وفور نعمت
آيا يك انسان ناسپاس و خوشبخت سراغ داريد؟ تمامي تعليمات روحاني ، ما
را به شكرگذاري ترغيب مي كنند . راستش را بخواهي من شك دارم كه
خداوند نيازي به اين چيزها داشته باشد . كسي كه مي تواند كوهها را به
حركت واداردو كهكشانها را بسازد ديگر نيازي به اثبات هيچ چيز ندارد !
شكرگذاري ما ، صرفا به خاطر خود ماست و دليلش اين است كه ما در
زندگي آن چيزي را به دست مي آوريم كه برايش وقت صرف مي كنيم .
وقتي به خاطر موهبتي كه نصيبمان شده است لب به سپاس مي گشاييم
احساس غني تر بودن مي كنيم و همين احساس است كه موهبات بيشتري
را به زندگي مان سرازير مي كند . شايد همسرتان علاوه بر ويژگيهاي زيبايي
كه دارد حساب و كتاب بلد نباشد ، تا وقتي كه صحبت از كيفيت زندگي است
وجود يك حس سپاسگذاري بسيار مهمتر از منطق و رياضيات است .
نتيجه :
انسان ناسپاس هرگز نمي تواند خوشبخت باشد خداوند از هر چيزي بي نياز
است ولي سپاس ما از او باعث مي گردد موهبات بيشتري نصيبمان شود.
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 15 دی1387 و ساعت 14:18 |
از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟
خدا جواب داد
گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و
بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر
مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام. توان شروع به دویدن کنی .
كوچك باش و عاشق... كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن
فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست
" با تشكر از اميد و بابک عزیز براي ارسال اين متن زيبا "
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 15 دی1387 و ساعت 14:3 |
قانون جذب
راه پولدار شدن و کسب ثروت فراوان
برای اینکه پول بیشتری بدست اورید پول بیشتری خرج کنید وقتی در برابر پول سخاوت داشته باشید مقدار بیشتری از انرا بدست می اورید
قانون جذب براي افرادي که مي خواهند در رشته خود بهترين باشند
بعد از انجام اين اعمال بايد از طريق قانون جذب وارد عمل شويد. به اين صورت که؛ ابتدا خودتان را در پنج سال آينده در نظر بگيريد و تصور کنيد که شما يکي از بهترين افراد در رشته ي خود هستيد. شما بايد آينده ي ايده آل خود را به تصوير بکشيد و در ذهنتان ايجاد کنيد. خصوصياتي که تصوير ذهني شما داراست را روي کاغذ بياوريد. به طور مداوم و مرتب مجسم کنيد که شما به همان چيزي تبديل شده ايد که تجسم مي کرديد.
با افکارت هر چیزی را تغییر بده
هر فکری در زندگی تو اعمال شود، در طی تغییر جهتی با آگاهی خودت می توانی آن را متوقف کنی. تو قدرت ایجاد تغییر در هر چیزی را داری، چون تو تنها کسی هستی که افکارت را انتخاب و احساسات خود را حس می کنی.
"مایکل برنارد مک ویث
عبارت تاکیدی
هرروز عبارت تاکیدی زیر را بر زبان بیاورید من به هر چیزی که نیازمند باشم، بی درنگ بر صحنه ظاهر می شود.
هرچه می خواهید از کائنات بخواهید
وقتي زندگي چيز زيادي به شما نميدهد ، دليلش آن است که شما هم چيز زيادي از او نخواسته
شانس هم یک انرژی است...!
همه ی افکار ما انرژی دارند، به همین دلیل هم هست که گاهی در رسیدن به اهدافمان یک وقفه بزرگ ایجاد می شود. هنگامی که چیزی را از کاتالوگ کائنات طلب می کنیم اما خودمان را لایق آن نمی دانیم، و یا از به دست آوردن آن ترس داریم و افکاری شبیه به اینها، ناخودآگاه موجی از انرژی های منفی را از خود ساطع می کنیم و شکل گیری هدفمان را به وقفه می اندازیم. هنگامی که چیزی را طلب می کنیم، ابتدا باید خود را لایق آن بدانیم، زیرا کمی تردید باعث می شود که مانیز از هدفمان دور شویم. مثلا اگر به پول احتیاج دارید، بیشترین حدی که می توانید را از خدا بخواهید و بدانید که ثروتمندان چیزی اضافه بر آنچه شما دارید ندارند. فقط آنها از قدرت تفکر خود درست استفاده می کنند و نتیجه ی آن را هم می بینند. از نظر من این که ثروتمندان انسانهای خوش شانسی هستند، به هیچ وجه غلط نیست، زیرا شانس هم انرژی است و انسانها خودشان تعیین می کنند که خوش شانس باشند یا بد شانس و همون طور که در پست "شانس را خودتان به وجود آوردید" نوشتم : شما در زندگي ، افراد ، ايده ها و موقعيت هايي را به سوي خود جذب مي کنيد که با افکار غالب شما هماهنگ هستند . هنگامي که اهداف شما از مغناطيس اشتياق شما سر شار شد به چيزي دست پيدا مي کنيد که مردم به آن شـــانس مي گويند . برایان تریسی ...!
به یاد داشته باشید که:
"هر تصوری از خودتان داشته باشید، در شما متجلی خواهید شد"
محال وجود ندارد
اگر مي خواهي محال ترين اتفاق زندگيت رخ بدهد، باور محال بودنش را عوض كن...
این قانون را همه چیز را به شما می دهد
با درک قانون جذب تو قادر خواهی شد، تمامی آنچه را نیاز داری بدانی و انجام دهی و داشته باشی و به خود جذب کنی
این جمله را هر روز تکرار کنید
کیف پولم همیشه به خاطر پول زیادی که در آن است پف کرده است.
به خودتان اجازه ی خواستن بدهید
ثروت و توانگری نصیب انسانهای قدرتمند می شود که با تمام توان خواستن را فریاد می کنند.
هر چقدر که می خواهید آرزو کنید
این تصور که اگر سهم بیشتری بخواهید به دیگران کمتر می رسد را از خود دور کنید و هر آنچه را که آرزو دارید از خدا بخواهید.
قدرت تصور
آنچه مغز انسان تصور و باور کند، به آن می رسد
هدفهایتان را اولویت بندی کنید
برای رسیدن به اهداف خود، آنها را اولویت بندی کنید و در یک زمان چند هدف نداشته باشید، چون در این صورت قدرت تمرکز خود را از دست می دهید و دیرتر به آرزوهایتان می رسید.
اهداف خود را به طور واضح مشخص کنید
تا زمانی که به طور کاملا شفاف ندانید چه می خواهید، قادر نخواهید بود به هر آنچه می خواهید دست یابید.
یادداشت و تمرکز برروی اهداف
ما در زندگي به همان چيزهايي مي رسيم که بر روي آنها تمرکز بیشتری می کنیم. یادداشت کردن آرزوها نیز نقش بسیار مهمی در رسیدن ما به آنها دارد.
تو هر چیزی که به آن فکر می کنی را جذب می کنید
وقتی به چیزی فکر می کنید ، چه آن چیز را بخواهید و چه نخواهید در حال جذب کردن آن هستید. پس در افکار خود تجدید نظر کنید...
تغییر كنید...
زندگی هنگامی به شما پاداش خواهد داد كه موفقیت را بعنوان یك حق آسمانی پذیرفته و باور داشته باشید. مجبورنیستید در موقعیت موجود باقی بمانید . این بستگی به تصمیم گیری خودتان دارد . می توانید هر لحظه تغییر كنید
تازماني که در واقعيت به آن بدل نشده ايد آن تصوير را در ذهن خود حفظ کنيد.
افکار خود را کنترل کنيد
از طريق قانون جذب هر چيزي در اين دنيا مشابه خود را جذب مي کند. پس مراقب افکار خود باشيد.... افکار شما همسان و همنوع خود را جذب مي کنند
هر چقدر می خواهی آرزو کن... کائنات بر آورده می کند
توان آدميان را، با آرزوهايشان مي شود سنجيد.
تا می توانی آرزو کن... دلت برای دنیا نسوزد.... فراهم کردن آرزوهای تو برای دنیا هیچ کاری ندارد..... همین حالا بخواه تا برآورده شود...........
|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 10 دی1387 و ساعت 15:3 |
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات
دیدند که روى آن نوشته شده بود:«دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در
این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که
١٠ در سالن اجتماعات برگزار می شود دعوت می کنیم.»
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت می شدند امّا
پس از مدتى، کنجکاو می شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن ها
در اداره می شده که بوده است.این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را
ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد می شد
هیجان هم بالا می رفت. همه پیش خود فکر می کردند: «این فرد چه کسى
بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که
مرد!»کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت می رفتند و
وقتى به درون تابوت نگاه می کردند ناگهان خشکشان می زد و زبانشان بند
می آمد. آینه اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت
نگاه می کرد، تصویر خود را می دید. نوشته اى نیز بدین مضمون در کنار
آینه بود:
"تنها یک نفر وجود دارد که می تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى
نیست جزء خود شما. "
شما تنها کسى هستید که می توانید زندگی تان را متحوّل کنید. شما تنها
کسى هستید که می توانید بر روى شادی ها، تصورات و موفقیت هایتان
اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که می توانید به خودتان کمک
کنید.زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین تان، شریک زندگی
تان یا محل کارتان تغییر می کند، دستخوش تغییر نمی شود. زندگى شما
تنها فقط وقتى تغییر می کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود
را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى
خودتان می باشید. مهم ترین رابطه اى که در زندگى می توانید داشته
باشید، رابطه با خودتان است. خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان
باشید. از مشکلات، غیرممکن ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان
و واقعیت هاى زندگى خودتان را بسازید. دنیا مثل آینه است. انعکاس
افکارى که فرد قویاً به آاعتقاد دارد را به او باز مى گرداند. تفاوت ها در
روش نگاه کردن به زندگى است....ن ها
|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 10 دی1387 و ساعت 14:38 |
همه مي دانيم كه: "آينده اي زيبا در انتظارمان است و به آن ايمان داريم"زيرا تصاوير ذهني ما در زمان حال سازنده فردا و آينده ماست من بذر آينده اي درخشان و تابناك را در ذهن خودكاشته ام و با ايمان از آن مراقبت مي كنم تا به ثمر بنشيند
من جاذب انسانها هستم،من زنده ام ،آگاهم با انرژي هستم،عاشقم،من باور دارم كه همه مردم مرا دوست دارند و مي خواهند در كنار من باشند. ما قانون جذبيها به اين اعتقاد داريم ،چه احساس لذت بخشي
چه خوبه اينو هر وقت كه احساس بدي داشتيم و خواستيم اونو به احساس خوب تبديل كنيم بگيم"من قدرت بيكراني دارم و هر كاري را كه اراده كنم انجام مي دهم". هم اينك فرصتهاي طلايي را براي توده هاي عظيم فراواني در هر كجا يافته ام خداي مهربان روزي دهنده هميشگي و نامتناهي من است، من رستگار و موفقم.
اصلي همه چيز هميشه انديشه هاي ماست و هر چيز ديگر معلول هستند از طريق احساسات مي توانيد بفهميد كه در خود آگاه يا نا خود آگاه به چه فكر مي كنيد،احساس خوب يعني انديشه خوب جريان داره و احساس بد يعني فكر بد در ذهنه و بايد به احساس خوب تغييرش داد. به همه مجددا ديدن فيلم راز و مطالعه كتابشو سفارش مي كنم اينها بحثها فقط ذهني و يا به عبارتي انساني نيست ، فيزيك كوانتوم اونها رو ثابت كرده و در حال كشف اسرار بيشتري از اين قانونه چه خبر داشته باشيم چه خودمونو به بي خبري بزنيم و چه واقعا بي خبر باشيم اين قانونه مثل E=MC^2 يا قانون جاذبه هر كي باشي از يه ساختمان بپر پايين تا قانون جاذبه رو با تمام وجود حس كني!!! پس بياموزيم قانون جذب رو
از بزرگ بودن نترسيد: برخي بزرگ به دنيا مي آيند، برخي به بزرگي مي رسند، برخي هم بزرگي از وجودشان مي ريزد." ويليام شكسپير
سه نكته در عمل به قانون جذب مي تونه كمكمون كنه 1-هميشه به دنبال احساس خوب باشيمfeel goodچون احساس خوب همه جوانب خوبي را (رفاه آرامش ثروت و.... رو در همه زمينه ها به ما ميدهد 2-تخيل و تصوير ذهني دقيق آنچه آرزو دارددر طول هر روز 3-شكرگزاري از آنچه كه داريم نه برا اينكه خدا دوست داره برا اينكه قانونه!!! اصلا خدا قانوها رو آفريده تا ازش دعوت نكني كاري باهامون نداره بياد تو زندگي
من اكنون بيش از هر زمان ديگر احساس خوشبختي مي كنم من انسان قدرتمندي هستم هر تلاشي كه براي كسب درآمد انجام مي دهم حاصلش ثروت عظيمي است كه به من روي مي آورد .و من به سوي موفقيت و سعادت پيش مي روم. من به شم و حس باطن خود اعتماد دارم
|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 4 دی1387 و ساعت 0:3 |
حمايت خانواده را برانگيزيد
.
بسياري از افراد يا فرصت آن را ندارند كه شما را دقيقا بشناسند و يا اينكه فكر مي كنند شايد رفتار شما چندان واقعي نباشد . به همين خاطر ، اين افراد به رفتار شما در خانواده و روابط شما با اعضاي خانواده ، توجه دارند و بسيار هم نگرش درستي دارند . كسي كه در خانواده خود محترم است ، معلوم مي شود كه نزد خود نيز محترم است . خانواده ، يك ملاك است براي انتخاب دوست يا همسر ، و واقعا هم معيار خوبي است . با احترام به خانواده ، هم ارزشمندي و لياقت خود را نشان داده ايد و هم ارزشمندي خانواده را سبب شده ايد و هم احترام ديگران را نسبت به خانواده خود برانگيخته ايد و از همه اينها مهمتر ، حمايت و توجه خانواده را جلب كرده ايد كه اين حمايت و توجه ، منجر به افزايش اعتماد به نفس و قوت قلب شما مي شود.
تمرين 61
تنها جايي كه جواب بي احترامي هم احترام است ، خانواده است . پس شما با احترام به خانواده حمايت و احترام محيط و پيرامون خود را جلب مي كنيد .
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 17 آذر1387 و ساعت 19:18 |
به موفقیت خود ایمان داشته باشید
موفقیت به مفهوم برخورداری از بسیاری مواهب است٬از جمله رفاه در زندگی خانه مناسب٬ استفاده از تعطیلات٬ مسافرت٬ جدیدترین امکانات امنیت مالی و بهرهمند ساختن فرزندان از بیشترین امتیازها٬ موفقیت یعنی کسب احترام بزرگی و غزت در محیط کار و در عرصه اجتماع .
موفقیت یعنی آزادی رهایی از نگرانی٬سرخوردگی و شکست.
موفقیت یعنی احترام به خویش ٬ دیدن آن زندگی پیوسته شادمانه تر و رضایت بخش تر میشود و می توان برای آنهایی که مسئولیتشان بر دوش ماست ٬ کاری کرد.
موفقیت یعنی پیروزی.
موفقیت یا کامیابی٬ هدف زندگی است.
هر انسانی خواهان موفقیت بوده و طالب بهترین چیزهایی است که روزگار میتواند به او بدهد.
در این جمله کتاب مقدس میگوید( ایمان قادر است کوه را از جا برکند ) ٬ نشانه ای از یک حکمت
عملی و زندگی ساز به چشم میخورد.
بسیاری از مردم فاقد چنین اعتقادی هستند و در نتیجه ٬ توان حرکت دادن کوه را ندارند.
شاید این جملات را شنیده باشید که « احمقانه است فکر کنیم کوهی را تنها با گفتن «ای کوه حرکت کن» میتوان حرکت داد. این غیر ممکن است »
کسانی که اینگونه می اندیشند ٬ ایمان را با آرزو اشتباه میگیرند.
آنها درست میگویند : زیرا با آرزو نمیتوان کوهی را حرکت داد. نمیتوان به صرف آرزو به مقام رهبری دست یابید.
اما با ایمان میتواتنید کوهی را جابجا کنید. اگر ایمان داشته باشید که موفق می شوید ٬
حتمآ موفق خواهید شد.
نیروی ایمان نه چیزی سحر انگیز است نه سحر آمیز .
ایمان راسخ ٬ ذهن را به سمت یافتن راهها ٬ وسایل و چگونگی ها سوق میدهد ایمان شما به توانستن ٬ اعتقاد دیگران را نیز به سوی شما جلب میکند.
اعتقاد به پیروزی ٬ بخشی اصلی و بسیار ضروری از سرنوشت انسانهای موفق است.
به موفقیت خود ایمان داشته باشید و یقین بدانید که موفق خواهید شد.
سالها با افرادی که در فعالیتهای گوناگون خود ناموفق بوده اند گفتگو کرده ام.
گهگاه از زبان آنها چنین جملاتی شنیده میشد :
«راستش را بخواهی خودم میدانستم که عملی نیست». یا « حتی پیش از آنکه شروع به کار کنم ٬ بیم آن را داشتم که ...» و یا « وقتی کارها بر وفق مراد پیش نرفت٬ چندان تعجب نکردم »
طرز فکر :« امتحان میکنم ولی میدانم عملی نیست » ٬ نتیجه ای جز نا کامی به بار نمی آورد.
بی اعتقادی یک نیروی مخرب است . فکری که ایمانش را از دست داده یا گرفتار شک شده است ٬ پی دلایلی می گردد تا دودلی خود را توجیه کند. سبب بسیاری از شکستها ٬ بی اعتقادی عدم اطمینان ٬ گرایش ناخداگاه به شکست و نداشتن رغبت چندان به پیروزی است.
کافی است تردید به خود راه دهید و شکست بخورید و به پیروزی بیندیشید تا موفق شوید.
هر انسانی محصول افکار خویش است .
نگذارید که فکرتان علیه شما به کار افتد . در عوض کوشش کنید که آنها را به خدمت خود بگیرید .
به خود ایمان بیاورید تا اتفاقات خوب رخ دهد.
ذهن شما یک کارگاه فکر است . کارگاه فعال که هر روز افکار فراوانی را تولید میکند.......
|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 12 آذر1387 و ساعت 12:58 |
خود را به ديگران وابسته نكنيد.
اعتماد به نفس ،با هر نوع وابستگي ،منافات دارد. وابستگي به يك شيئي ،وابستگي به يك فرد،وابستگي به هر چيز ،مخرب است. شما به كار خود وابسته نيستيد. به خود تاكيد كنيد اين كار شماست كه به شما و انرژي و توانايي شما وابسته است . آرامش و خوشحالي و ديگر احساسات خود را به ديگران وابسته نكنيد . نه به شخصي ،نه به محيطي و نه به چيز ديگري . سايبان آرامش شما ،خودتان هستيد . هيچ كس نمي تواند اسباب آرامش و رضايت خاطر شما را فراهم كند به جز شما. هيچ كس،تحت هيچ شرايطي نمي تواند در شما آرامش ،خوشحالي و خرسندي بيافريند مگر خود شما . بايد ديگري را به خاطر روح انساني و رفتار او دوست بداريد تا روح انساني شما را در هم نشكند.
تمرين26
مراقب باشيد ،دوست داشتن و علاقه شما،ابتدا متوجه خود شما باشد و بعد متوجه ديگري گردد . خود را تحت هيچ شرايطي به هيچ چيز و هيچ كس وابسته نكنيد.
|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 28 آبان1387 و ساعت 11:49 |
اصول علمی تلقین به نفس
بدون شک ، آنچه سبب آرامش در انسان ميشود ،باورهاي آرام ساز اوست .
حال سوال میشه که : چگونه میتوان باورهای آرام ساز داشت ؟!
یک حدیث قدسی میگه:ای انسان ، پاسخ هر سوال و كليد هر مسئله و درمان هر دردي درون تست .
تلقین به نفس ،ساده ترین راه برای ایجاد باورهای آرام ساز است . با تلقین به نفس میتوان باور آرام ساز ایجاد کرد و به آرامش رسید . البته برای رسیدن هم راه را باید درست انتخاب کرد
و هم در طی مسیر به علایم و توصیه های ایمنی توجه کرد .
در این راه هرکس بهتر و تندتر بدود ، برنده است .!
اصول علمی تلقین به نفس
تلقین به نفس ، يعني بيان يـك ســري عبـــارات تأكيدي مثبــت به قـصد نفوذ به ناخودآگاه برای اجرا شدن شدن ! مثال : من یک موتور دارم ، سالمم، شادم ، عالیم ، پرتوانم ، پر انرژیم .
سوال : همینجوری بگیم ، دیگه میره توی مغزمان ؟!!
جواب : این گفتنها یک اصولی داره :!!! اینجوری هم نیست که بگیم و بره توی ناخودآگاه !!
1- اصل نگهداري ( تقوا ) :
نگهداري یا تقوا درتلقين به نفس ، يعني بستن دريچه هاي ذهن به روي منفي ها ، یعنی اینکه :
گوش خود بیاموزیم ، كه هر چيز ارزش شنيدن ندارد .
به چشم خود بیاموزیم ،كه هر چيز ارزش ديدن ندارد .
به به زبان خود بیاموزیم ، كه هر چيز ارزش گفتن ندارد .
به فكر خود بیاموزیم ،كه هر چيز ارزش انديشيدن ندارد .
2-اصل تفكر :
هر فكري لااقل باعث ارتعاش يك يا چند رشته عصبي در مغز ميشود و اين ارتعاش است كه انتقال مي يابد و ضمير ناخودآگاه را برنامه ريزي مي كند ، بنابراین تلقين به نفس بايد با تفكر همراه باشد تا بتواند ناخودآگاه را برنامه ريزي كند . تلقين به نفس و تكرار عبارات بدون تفكر ، خستگي زبان است ! اسلام نيز اين اصل را آنقدر مهم دانسته كه گفته شده :
يك ساعت تفكر بهتر از 70 سال عبادت است .
3- اصل باور و ايمان :
تا زمانيكه در مرحله شك هستيم ، اجرا رخ نمي دهد . پس در تلقين به نفس بايد به مرحله باور ویقین رسید تا اجرا رخ دهد .
مثال : وقتی نمیدونیم بین دو راه کدامیک را انتخاب کنیم ، رفتنی صورت نمیگیرد. ولی وقتی باورمان شد کدوم راه درسته ، انتخابی صورت می گیرد و حرکتی اتفاق می افتد .
4- اصل تكرار :
تلقين به نفس را بايد تكرار كرد ، مشابه تكرار مکرر چكه آب ، که سنگ را سوراخ می کند . ضمنا صبح زود و آخر شب بهترين زمان ،برای تلقین به نفس است .دلیل علمی آن هم اینه که : صبح زود ذهن منع قبلی نداره و آخر شب منع بعدی نداره !
5- اصل احساس :
در يك فکر یک رشته ولی در یک احساس صدها رشته عصبي در ذهن باهم مرتعش ميگردد و نياز به تكرار را كمترمیکند،بنابراین بیان جملات تلقینی با احساس ونیازی واقعی ،یک اصل محكم دراجابت خواسته هاست
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 21 مهر1387 و ساعت 11:23 |
جلو بنشينيد و به مخاطب نگاه كنيد
نشستن در رديفهاي جلو ، تمركز حواس و دقت را بيشتر مي كند . هر چه عقب تر مي نشينيد ، عامل حواس پرتي خود را افزايش مي دهيد . يكي از نشانه هاي بارز و شايع عدم اعتماد به نفس و خودباوري ، پرهيز از نگاه كردن به چهره مخاطب است . خودشيفتگان ، هرگز از نگاه كردن به چهره مخاطب خود ابا ندارند . هنگام سخن گفتن به چشمان مخاطب خود نگاه كنيد و هنگام شنيدن هم همينطور . البته اين نگاه بايد شرايطي داشته باشد . اول آنكه ، قصد نگاه من اعتماد به نفسم نباشد . دوم آنكه جسورانه و گستاخانه نباشد . سوم آنكه قصد و نيت خاصي نداشته باشد . نگاه شما بايد نگاهي نرم و ملايم باشد كه نشان دهد به مخاطب خود توجه داريد و از اين كه به صورت او نگاه مي كنيد هراسي نداريد .
تمرين56
در رديف جلو بنشينيد و به چشمان مخاطب خود نگاه كنيد . وقتي عقب تر هستيد عامل حواس پرتي خود را افزايش مي دهيد . البته واقعاً بايد بدانيد كه از جلو نشستن چه انگيزه اي داريد . نگاه هم بايد داراي شرايطي باشد
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 21 مهر1387 و ساعت 11:17 |
دگرگون شويد
يكي از مهمترين موانع تغيير ، ترس از بي ثباتي جلوه نمودن است . شما تا به امروز ،شخصيتي داشته ايد كه ديگران را با آن مي شناختيد . شما دوست داريد اين هويت خود را حفظ كنيد حتي اگر منفي باشد . مثلا شما ممكن است در نظر ديگران ، يكي ( يا چند تا ) از اين هويتها را داشته باشيد . شخصيتي كه به راحتي تحت تاثير ديگران قرار بگيرد ، شخصيتي كه هرگز اراده اي از خود ندارد ،شخصيتي كه ترسوست و حتي قدرت ريسك كردن در كارهايي كه بيش از85 % شانس موفقيت دارند ، را ندارند . شخصي كه هر چه پيش آيد خوش مي پندارد ، شخصي كه راحت مي تواند سرش را كلاه گذاشت و شخصي كه هيچ وقت عقيده به خصوصي ندارد ، شخصي كه دايم با ادعاي اقداماتي كه مي خواسته بكند و نكرده ، فرم آدم موفق به خود مي گيرد و …! با يكي از همكارانم نتيجه اقدامي را با دو نگرش پيش بيني كرديم ، كه به عملكرد 2000 دانشجو وابسته بود عجيب است بدانيد زمانيكه نتيجه كار مطابق با پيش بيني من از آب درآمد ، ايشان گفتند كه دانشجويان اين ترم كه رفته اند مرخصي ،ايده و نگرششان عوض شده است . اين يعني تغييرات را نپذيرفتن و خود را با زمان نداشتن . ديگران را محكوم نكنيد . خودتان به آنها اجازه داده ايد كه اينگونه در مورد شما فكر كنند ،و وقتي به علت اين طرز تفكر ديگران ،حاضر نيستيد تغيير كنيد ، به آنها اجازه مي دهيد كه از پس هم در مورد شما فكر كنند . ممكن است تغيير را نشانه بي ثبات بودن و دمدمي مزاج بودن خود بدانيد و بگوييد كه : دلم نمي خواهد ديگران مرا با اين هويت بشناسند . اگر بگويند فلاني ،دستش كج است ، ترجيح مي دهم تا اينكه بگويند ، بي ثبات است ! و … ولي تغيير كردن ،به هيچ وجه بي ثبات بودن را به اثبات نمي رساند . زندگي سراسر فرايند تغيير و تحول است . كسي كه تغيير نمي كند ، مرده است . همكار بسيار خوبي دارم كه با هر رئيسي با نگرشهاي مختلف سازش داشته و رفيق مي شود ، البته صريحا نگرش و عقايد خود را در امورات اداره و سازمان بيان مي دارد ،عده اي ياد نگرفته اند مثل او باشند ، او را ، بادي به هر جهت معني مي كنند . نه اين چيزي كه به شما ياد داده اند نيست ، يك وقت اشتباه نكنيد و حرفهاي رئيستان و همكارتان را مصلحتي قبول كرده ولي براي اينكه ثابت كنيد كه شما بادي به هر جهت نيستيد ، تفكر و نگرش خود را در امورات بكار ببنديد كه اين يعني ، منافق بودن كه بدتر از او نيست . بله ، ممكن است ديگران ، از خيلي از تغييرهاي شما خوششان نيايد و به همين خاطر بر چسب دمدمي مزاج بودن و بي ثبات بودن را به پيشاني شما بزنند . آنها از اين ناراحتند كه ديگر نمي توانند مانند گذشته در شما نقطه ضعفهايي بيابند و از آن سوء استفاده كنند . شما بايد آنها را عادت دهيد كه شخصيت مثبت و مستقل شما را بپذيرند و خود را تغيير دهند . اين مفهوم واقعي ثبات قدم و راي است . اينكه شما براي بهتر شدن ، پافشاري و ابرام كنيد و تحت تاثير ديگران قرار نگيريد . از اينكه ديگران چه مي گويند ، اصلا و ابدا نگران نباشيد . شما كه نمي خواهيد فرم بدي پيدا كنيد و پسروي نماييد ،شما مي خواهيد و مي كوشيد مثبت تر ، موثر تر ،با اعتماد به نفس تر و خود باورتر باشيد ،تا هم براي خود و هم براي ديگران مفيد باشيد . پس ، بي هيچ ترسي ، مسير دگرگوني خود را بپيماييد .
تمرين28
اگر در مورد شما قضاوت مورد دلخواه خود را نديديد ،ديگران را محكوم نكنيد . خودتان به آنها اجازه داده ايد كه اينگونه در مورد شما فكر كنند . هر روز تلاش كنيد كه بهتر و متعالي تر با روز پيش باشيد . تا جايي كه مقدور است در خود دگرگوني مثبت ايجاد كنيد . به هيچ وجه از قضاوت ديگران نهراسيد و مسير دگرگوني خود را بپيماييد
|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 16 مهر1387 و ساعت 3:51 |
چقدر از مردم با افكار شما مخالفند؟
به هيچ وجه از مخالفتهاي و مقاومتهايي كه در ديگران با شما و در برابر شما مي كنند ، سرخورده نشويد. گفتم كه منظور واقعي آنها از مخالفت با شما چيست؟ پس بياييد با اين افكار آنها مقابله نكنيد ، بلكه آنها را عادي تلقي كنيد . پاستور و بسياري از دانشمندان وقتي براي اولين بار ،ايده هاي خود را اعلام كردند و خواستند در جهان دانش ،تحولي بوجود آورند ، مدتها با مخالفتهاي بسيار سنگين و مكرر روبرو شدند . پاستور را بيش از همه مسخره كردند ،اما او مانند همه مردمان بزرگ و موفق جهان ، اين مخالفتها را عادي انگاشت و بر عقيده و ايده خود پافشاري كرد و سرانجام پيروز گرديد . هر ايده نو و عقيده تازه اي ، مسلماً مخالفاني دارد. هميشه نيمي از مردم با نيمي از افكار شما مخالفند . اساساً اينكه بخواهيد ديگران با ما موافق باشند يعني اينكه از اعتماد به نفس لازم برخوردار نيستند . ميل به موافقت ديگران ، يعني ميل به تاييد آنها ، زماني اتفاق مي افتد كه شما خود را باور نداشته باشيد . تمام انسانهاي بزرگ جهان ، از دانشمندان و كاشفين گرفته تا خود پيامبران هميشه با مخالفت و تمسخر روبرو شده اند . آنتوني رابينز مي گويد : ايده هاي بزرگ هميشه ابتدا مورد تمسخر واقع مي شوند ، و بعد با مخالفت و انتقاد روبرو مي شوند و بعد پذيرفته مي شوند . البته نيايد شما به اميد تاييد آينده ديگران ، مخالفتهاي امروز آنها را تحمل كنيد ، اين هم خود يعني انتظار تاييد ديگران ، كه ناشي از عدم اعتماد به نفس است . شما بايد بگوييد كه مخالفت ديگران امري كاملا طبيعي است و هيچ فشار و جبر و زوري را براي جلب موافقت آنها نداريد و به تاييدشان هم محتاج نيستيد .
تمرين29
هميشه نيمي از مردم با نيمي از افكار شما مخالف خواهند بود و اين را كاملا طبيعي تلقي كنيد . هر ايده و عقيده تازه اي مخالفاني دارد حتي عده اي ، پيامبران الهي ما را به تمسخر مي گرفتند پس به هيچ وجه نگران نباشيدفقط كافي است كه تابع عقل خود باشيد و احساسي عمل نكنيد.
|+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 8 مهر1387 و ساعت 12:41 |
دوستان خود را تغيير دهيد
براي هر تغيير و دگرگوني رهايي از حالات بد يا ايجاد خصلتهاي نيكو همچون اعتماد به نفس ، بايد تغييري در روابط شما پديد آيد . يا عده اي حذف شوند و يا با عده اي ، روابط محدودتري داشته باشيم . يادتان باشد ، صرف نظر از اينكه حالت و رفتار دوستان شما در شما تاثير مي گذارد ، شما از طريق دوستان خود معرفي مي شويد . شما مجموعه دوستان خود هستيد . هر يك از دوستان شما آيينه برخي از جنبه هاي منش شماست . افراد ديگر هم به اين موضوع واقفند و بر اساس دوستان شما درباره شما قضاوت مي كنند . اگر واقعا قصد داريد نفس و منش عالي را در خود پرورش دهيد از نشست و برخاست با افرادي كه شخصيت ضعيف ، منحط و بي اعتبار و احترامي دارند ، اجتناب كنيد . تا شما دوستان خود را تغيير ندهيد ، نمي توانيد دگرگون شويد .
تمرين 50
تلاش نماييد تا دوستان خود را تغيير دهيد . ارتباط چند ساعته با يك دوست ناهمگون تمام زحمات شما را بر باد مي دهد . پس در دوستان خود جستجو كنيد و ببينيد كه آيا متشخص هستند يا نه ؟
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 31 شهریور1387 و ساعت 11:57 |
قاطعانه نه بگوييد
در شرايط بازيچه شدن ، قاطعانه پاسخ منفي بدهيد . شرمنده نباشيد، عذر خواهي نكنيد ، قول ندهيد ، فقط نه بگوييد و تشكر كنيد . در صورتي براي ديگران كاري انجام دهيد كه به خودتان لطمه وارد نشود . نه گفتن بي احترامي نيست بشرط اينكه محترمانه نه بگوييد .اگر از نه محترمانه شما رنجيدند ، مشكل شخص مخاطب شماست . شخصي آزاد و رها باشيد .
مراقب باشيد محيط و اطرافتان ، باعث بازيچه شدن شما نشود .
نه گفتن يك استثناء دارد و آن فقط در مورد والدين است .
تمرين 52
يكي از شكننده ترين رفتارها ، التماس است . التماس به هر شكلي كه باشد شما را مي شكند ، عزت نفس شما را مي كاهد و روحتان را مي آزارد . التماس شكوه زندگي را فرو مي ريزد و تمنا را بي رنگ مي كند . پس بسيار مراعات كنيد و تا حد ممکن التماس نکنید .
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 31 شهریور1387 و ساعت 10:39 |
نظر خود را اعلام كنيد
وقتي شما نظر مي دهيد يعني خود را دوست داريد ، خود را ارزشمند و لايق مي دانيد و به خود احترام مي گذاريد . در غير اين صورت ، از هر اظهار نظري اجتناب مي كنيد . اين موضوع به آن معنا نيست كه بگويم شما بايد در هر شرايطي درباره هر موضوعي نظر بدهيد . اما وقتي كه از شما نظر خواهي مي شود ، روش برخورد شما بسيار مهم است . آنهايي كه ميل به محبوب شدن و جلب و حمايت و تاييد ديگران دارند و در حقيقت با مشكل عدم پذيرش خود و خودشيفتگي روبرو هستند ، در چنين مواقعي ، تصور مي كنند بي نظر بودن و موافقت بدون چون و چرا با مخاطب و گفتن هر چه شما بگوييد ، يا هر چه شما صلاح مي دانيد ، حمايت و عشق متقابلي را ايجاد مي كنند . در حاليكه دقيقا بر عكس است . اگر نظر خاصي داريد ، سريعا و در كمال احترام ، آن را بيان كنيد ، چه اين نظر موافق با فرد مخاطبتان باشد و چه نباشد . وقتي شما نظرتان را مي گوييد ، شخص مقابل احساس راحتي و صميميت بيشتري با شما مي كند و پيش خود مي گويد : چه دوست داشتني . نظر ندادن يعني : نظر من كه همه نيست ! چرا از من مي پرسي ، من شايستگي آن را ندارم كه نظر بدهم . در آيين همسران بي نظر بودن به معني سازگاري نيست ، اگر از شما سئوال مي شود نظر شما چيست ؟ به شما اعلام مي شود كه نظر شما براي من مهم است .
تمرين 53
در جايي كه نظرتان را خواستند ، با قاطعيت و محترمانه نظر موافق يا مخالف خود را اعلام كنيد . اما در جايي كه نظرتان را نخواستند ، سكوت بهتر است ، ضمن رعايت قاطعيت . فكر نكنيد اگر هميشه با رئيس يا همسرتان موافق باشيد ، محبوب خواهيد ماند
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 31 شهریور1387 و ساعت 0:0 |
تكرار و تلقين را جدي بگيريد .
هيچ چيز به اندازه تكرار و تلقين و عبارتهاي تاكيدي موثر، نمي تواند ضمير ناخودآگاه شما را تحت تاثير قرار دهد . انرژي يك عبارت تاكيذي تا حدي است كه می تواند ، نيروهاي خفته و پنهان شما را بيدار كند . يك كتاب روانشناسي خوب و تاثير گذار و پرفروش ، به اين نكته توجه داشته است كه پس از محتواي واژه ها ، همه چيز به تاثيرگذاري و نفوذ واژه ها در ذهن مخاطب بستگي دارد . هر واژه ، انرژي خاص خود را دارد و تاثيرپذيري افراد مختلف از يك انرژي واحد ، متفاوت است . مثلا درباره نظم مي توان جمله هاي فراواني ساخت : من منظم هستم ، نظم در زندگي من جاريست و … اگر چه محتواي همه اين جمله ها يكي است ، تاثير گذاري و حد انرژي هر كدام كاملا متفاوت است . عبارتهاي تاكيدي انرژي بيشتري دارد . پس هر وقت كه زبان خود را بيكار ديديد ، با عبارتهاي تاكيدي موثر بر اعتماد به نفس ، بر شايستگي خود بيفزاييد و بگوييد : من موجودي شايسته و سزاوارم ـ اشرف مخلوقاتم ـدر اوج آفرينش هستم ـاعتماد به نفسم عالي است ـ من سرشار از اعتماد به نفسم ـ پشتوانه من قدرت الهي است ـروح الهي در من جاري است و…
تمرين40
براي خود عبارتهاي تاكيدي تهيه كنيد . آنها را با صداي بلند و يا در درون خود هر روز و هر شب بخوانيد . به آنها فكر كنيد و بارها و بارها بنويسيد . هر وقت زبان خود را آزاد و رها يافتيد با زمزمه عبارتهاي تاكيدي ، باطري اعتماد به نفس خود را شارژ كنيد
Take serious the repetition.
Nothing can influence on your unconscious feeling except repetition and self mentions of impressive words. A repetitive sentence has got such an energy which can aware all your hidden power. A good psychological book has considered this fact that after the concept of the words and sentences, everything depends on the influence of words on the reader of the book. Every word or concept has got its own power and people’s influences of words are different. For example for being discipline you can make different sentences, I am organized, I have discipline in my lifeand so on.
Although the concept of all these sentences are the same but their energy of each is different. Sentences with impressive words have more energy and they are more influential .So whenever you find time, try to increase your self esteem by positive impressive sentences and say:
I deserve everything in my life, I am the best creature that God create, I am the best of all universe, I have a great self esteem ,God is my big supporter and he is always with me.
Practice number 40:
Prepare a list of repetitive impressive sentence for yourself. Read them loudly with yourself or in your mind with yourself. Think about them and write them over and over again. Whenever you find yourself free, increase your self esteem with good, positive sentences
|+| نوشته شده توسط کتایون در شنبه 19 مرداد1387 و ساعت 19:17 |
شكست را تجربه تلقي كنيد .
شكست ، اشتباه ، خطا ، ناكامي و… اينها واژه هاييست كه از آن سخت در هراسيد . سعي داريد كه احتمالا شكست نخوريد يا مرتكب اشتباه نشويد ، و همين ، مانع اقدام شما مي شود . هيچ كس نيست كه از اعتماد به نفس سرشار برخوردار باشد و فراوان شكست نخورده باشد . آنچه كه شما آن را شكست مي ناميد زمينه و لازمه ايجاد اعتماد به نفس است . هر اقدامي كه شما انجام مي دهيد يا نتيجه مي دهد يا نتيجه نمي دهد. آنچه را كه نتيجه نمي دهد ، موفقيت و كاميابي مي خوانيد و آنچه را كه نتيجه نمي دهد ، شكست مي خوانيد . در صورتي كه اگر خوب دقت كنيد نتيجه و تجربه عالي را جايي مي گيريد كه نتيجه نمي گيريد يا به قول خودتان شكست مي خوريد . آنقدر كه تجربه هاي شما ( شكستهاي شما ) آموزنده ،پيش برنده و نتيجه بخش است ، موفقيتها و كاميابي هاي شما نيست .
تمرين41
از اين پس ، تحت هيچ شرايطي از واژه شكست استفاده نكنيد . به آن تجربه و يا نوعي نتيجه گيري بگوييد . از امروز به بعد واژه شكست را در فرهنگ لغات خود تجربه معني كنيد
Think of failure asan experience.
Failure, mistakes and dissatisfaction and etcetera are the words which all of us are so terrified of them. You always try no to failure or do not make mistakes and these can prevent you of doing something. You can not find somebody who has a great self esteem and have not been failed many times in life. Whatever you called it as a failure is the basement of confidence. Whatever you do, it might make a good result or not. Whichever have got good result you describe it a victory and whatever that do not have a good result , you l nominate as a failure.
But if you pay enough attention, you will notice that you can get the best result and experience when you fail in something. Your failure and disintegration in life, bring more experience and improvement than your success and accomplishments in your life .
Practice number 41
From now on, do not use the word failure under any circumstances. Call it an experience or a consequence. Remember from today; use the word “Failure†as an experience in your life dictionary.
|+| نوشته شده توسط کتایون در جمعه 7 تیر1387 و ساعت 13:9 |
When I Asked God for Strength
He Gave Me Difficult Situations to Face
When I Asked God for Brain & Brown
He Gave Me Puzzles in life to Solve
When I Asked God for Happiness
He Showed Me Some Unhappy People
When I Asked God for Wealth
He Showed Me How to Work Hard
When I Asked God for Favors
He Showed Me opportunities to Work Hard
When I Asked God for Peace
He Showed Me How to Help Others
God Gave Me Nothing I Wanted
He Gave Me Everything I Needed - Swami Vivekananda
|+| نوشته شده توسط کتایون در جمعه 7 تیر1387 و ساعت 12:33 |
درباره اعتماد به نفس فكر كنيد
تفكر ، باعث جذب و خلق مي شود . اصولا فكر شما داراي خاصيت جذب مغناطيسي است . شما در مورد هر چيز كه فكر كنيد ، تابشهاي ذهني شما با خاصيت جذب مغناطيسي ،به دنبال جذب و خلق آن ذهنيت است ، به شرط آنكه اين ارتعاش و تابش در شما تداوم يابد . براي پرورش اعتماد به نفس ، هر صبح و هر شب و حتي هر وقت كه در طول روز ، فرصت يافتيد ، بدان فكر كنيد . تفكر شما جذب و خلق شما را سبب مي شود و شما كم كم اين ويژگي مثبت را در خود مي بينيد . براي از بين بردن عادتهاي بد ، مناسبترين راه ، فكر كردن به عادتهاي خوب مقابل آن عادتها است . مثلا كسي كه مي خواهد عادت دروغ گويي را ترك كند ، مناسبترين راه اين است به راستگويي عادت كند . اگر او فكر كند كه چقدر دروغگوست ، در واژه دروغگويي غوطه ور مي شود و عملا آن را جذب و خلق مي كند . تنها و تنها به مفهوم اعتماد به نفس فكر كنيد و مدام از خود بپرسيد كه اعتماد به نفس يعني چه ؟ چه كساني اعتماد به نفس بالا پيدا مي كنند. آنها كه از اعتماد به نفس سرشارند ، چگونه اند ؟اعتماد به نفس در زندگي ، تا چه حد موثر است ؟ و … با اين سئوالات ،مدام به تفكر درباره اعتماد به نفس مشغول شويد . درباره اعتماد به نفس فكر كنيد تا به سمت آن كشيده شويد .
تمرين 39
در طول روز هر وقت كه فرصت شد ، به اعتماد به نفس و ويژگيهاي مثبت آن فكر كنيد ، چند روزي تنها و تنها به مفهوم اعتماد به نفس فكر كنيد و ويژگيهاي منفي خود را نيز مدتي فراموش كنيد . بعد از مدتي خواهيد ديد ،هم اعتماد به نفس بيشتري پيدا كرده ايد و هم به سمت ويژگيهاي مثبت كشيده شده ايد
|+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 20 خرداد1387 و ساعت 15:31 |
از خوبي ديگران تشكر كنيد.
قدرداني از ديگران ،شكلي ديگر از تشكر از خود است .
تشكر از خوبي ديگران ، ذهن شما را متوجه آن كار خوب مي كند و ضمير ناخودآگاه شما را متوجه كارهاي خوب شايسته ستايش مي كند . تفكر ، روي هر ويژگي سبب جذب و خلق آن مي شود . شما هر چه را كه در ديگري مي پسنديد و سپاس مي گوييد ، در آن چيز ، با آن شخصشريك مي شويد . يعني اگر كسي براي شما كار خوبي انجام داد و شما تشكر كرديد گويي خود شما هم در آن كار خوب سهيم بوده ايد . روحيه سپاس گذاري را در خود توسعه دهيد . فكر كنيد ! اگر كسي در گذشته هاي دور كوچكترين خدمتي به شما كرده ، هم اكنون از او تشكر كنيد . از اين لحظه به بعد،با چشمان تيز بين ، كوچكترين و ظريفترين كارهاي خوبي كه ديگران در حق شما انجام مي دهند ، ببينيد و از آنها تشكر كنيد . انعكاس رفتار تشكر آميز و سپاسگزاري شما ، مطمئنا به صورت رفتار محترمانه طرف مقابل ، به شخص شما باز مي گردد. وقتي كه شما از خوبي ديگران ، قدرداني و تشكر كنيد ، هم شخص فهميده و متشخص و محترمي معرفي مي شويد و هم احساس خوبي پيدا مي كنيد.
تمرين37
ليستي تهيه كنيد و در آن تمامي كساني كه در زندگي شما نقش موثري داشته اند ، بنويسيد و از هر يك از آنها به شكلي تشكر كنيد ، حتي اگر نقش بسيار كوتاه مدت و اندكي در زندگي تان داشته اند . از آنها به صورت حضوري ، تلفني و يا با نامه تشكر كنيد . پس شروع کنید!! الان میتوانید از نویسنده این مطلب تشکر کنید . پس قسمت نظرات را کلیک کنید و تشکر کنید. منم پیشاپیش تشکر می کنم.
|+| نوشته شده توسط کتایون در جمعه 10 خرداد1387 و ساعت 11:19 |
عشقت را ببخش
ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیگران پایین نیاور, زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم.
اهداف و آرزوهایت را با توجه به آن چه که دیگران با اهمیت تصور می کنند, تعیین نکن, زیرا فقط تو می دانی که چه چیزی برایت بهترین است.
با زندگی کردن در گذشته یا اینده زیستن در زمان حال را از دست نده. حتی اگر یک روز در زمان حال زندگی کنی, همه روزهای عمرت را زیسته ای.
هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری , هرگز ناامید نشو.
هیچ چیز واقعا به پایان نمی رسد تا لحظه ای که خودت دست از تلاش برداری از مواجه شدن با خطرات نترس, زیرا بدین ترتیب فرصت می یابی که بیاموزی چقدر باید شجاع باشی.
با گفتن این که: یافتن عشق غیر ممکن است مانع ورود عشق به زندگی خود نشو.
سریعترین راه دریافت عشق , بخشیدن آن به دیگران است.سریعترین راه از دست دادن آن محکم نگاه داشتن آن است.
رویا های خود را رها نکن. بدون رویا بودن یعنی بدون امید بودن و ناامیدی یعنی این که هیچ هدفی نداری.
زندگی یک مسابقه نیست , بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را باید لمس کرد و چشید
|+| نوشته شده توسط کتایون در شنبه 21 اردیبهشت1387 و ساعت 12:29 |
گروهی از متخصصين در يك تحقيق سوالي را از گروهي كودك خردسال پرسيده بودند. پاسخهايي كه بچه ها دادند عميق ترو متفكرانه تر از تصورات بود. سوال اين بود معني عشق چيست؟
مارك - 6 ساله وقتي كسي شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقيه مي گه . وقتي اون شما رو صدا مي كنه احساس مي كني كه اسمت از جاي مطمئني به زبون آورده شده.
بيلي - 4 ساله مادر بزرگ من از وقتي آرتروز گرفته نمي تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاك بزنه پدر بزرگم هميشه اين كار رو براش مي كنه حتي حالا كه دستهاش ارتروز گرفتن ، اين عشقه.
زبكا - 8 ساله عشق موقعيكه دختره عطر مي زنه و پسره هم ادكلون، و دو تايي مي رن بيرون تا همديگر رو بو كنن.
كارل -5 ساله عشق وقتيه كه شما براي غذا خوردن مي رين بيرون و بيشتر سيب زميني سرخ شده خودتون رو مي دهيد به دوستتون بدون اينكه از اون انتظار داشته باشيد كه كمي از غذاي خودشو بده به شما.
كريستي - 6 ساله عشق يعني وقتي كه مامان من براي بابام قهوه درست مي كنه و قبل از اينكه بدش به بابا امتحانش مي كنه تا مطمئن بشه كه طعمش خوبه.
دني - 7 ساله عشق اون چيزيه كه لبخند رو وقتي كه خسته اي به لبت مياره .
تري - 4 ساله عشق وقتيه كه شما همش همديگه رو مي بوسيد بعد وقتي از بوسيدن خسته شديد هنوز دوست داريد با هم باشيد پس بيشتر با هم حرف مي زنيد. مامان و باباي من دقيقا اينجورين.
اميلي - 8 ساله عشق همون باز كردن كادوهاي كريسمسه به شرطي كه يه لحظه دست نگه داري و فقط با دقت گوش كني.
بابي - 7 ساله اگه مي خواهي دوست داشتن رو بهتر ياد بگيري ، بايد از دوستي كه بيشتر از همه ازش متنفري شروع كني.
نيكا 7 - ساله عشق اون موقعس كه تو به پسره مي گي كه از تي شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز مي پوشتش.
نوئل - 7 ساله عشق مثل يه پيرزن كوچولو و يه پيرمرد كوچولو مي مونه كه هنوز با هم دوست هستن حتي بعد از اينكه همديگر رو خيلي خوب مي شناسن.
تامي - 6 ساله موقع تكنوازي پيانو ، من تنهايي روي سن بودم و خيلي هم ترسيده بودم . به تمام مردمي كه منو نگاه مي كردن نگاه كردم و بابام رو ديدم كه وول مي خوره و لبخند مي زد اون تنها كسي بود كه اين كار رو مي كرد. من ديگه نترسيدم.
كيندي 8 - ساله مامانم منو بيشتر از هر كس ديگه اي دوست داره چون هيچ كس ديگه اي شبها منو نمي بوسه تا خوابم ببره.
كلر - 6 ساله عشق اون موقعي هست كه مامان بهترين تيكه مرغ رو ميده به بابا.
الين - 5 ساله عشق زمانيه كه مامان، بابا رو خندان مي بينه و بهش ميگه كه هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تيپ تره.
كريس - 7 ساله عشق وقتيه كه سگت مي پره بقلت و صورتت رو ليس مي زنه حتي اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشي.
مري آن- 4 ساله مي دونم كه خواهر بزرگترم منو خيلي دوست داره بخاطر اينكه تمام لباسهاي قديمي خودشو مي ده به من و خودش مجبور مي شه بره بيرون تا لباسهاي جديد بگيره.
لورن - 4 ساله وقتي شما كسي رو دوست داريد موقع حركت از مژه هاتون ستاره هاي كوچولويي خارج مي شن.
و بالاخره آخريش ؛ تو رقابتي كه هدفش پيدا كردن مسئول ترين بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله اي برنده مي شه. همسايه ديوار به ديوار اين آقا پسر يك مرد مسن يود. اين آقا به تازگي همسر خودشون رو از دست داده بودند. پسر بچه وقتي پيرمرد رو تنها در حال گريه كردن ديده بوده به حياط خانه پيرمرد وارد مي شه و مي پره بقلش و همونجا مي مونه، وقتي مادرش ازش مي پرسه كه چي كار كردي؟ ميگه كه هيچي من فقط كمكش كردم تا راحت تر گريه كنه.
نظر شما راجع به جوابهاي بچه ها چيست؟
|+| نوشته شده توسط کتایون در شنبه 21 اردیبهشت1387 و ساعت 12:23 |
همه را ببخشيد و روح خود را آزاد کنید!
آنها كه اعتماد بنفس سرشار دارند ، روحي بزرگ ، غني و آزاد دارند .
هر گونه وابستگي ذهني ، جسمي و روحي به كوچك شدن انسانها مي انجامد . شما به هر شكلي كه به چيزي وابسته باشيد يعني خود را بدون آن كامل حس نمي كنيد . حتي اينكه شما هدفدار هستيد و به دنبال اهداف خود مي رويد ، نبايد در شما اين احساس راايجاد كند كه زندگي بدون رسيدن به هدف شما ، برايتان كاملاً غير ممكن است . اينكه مي گويند آرزوهاي بزرگ ، انسان را خرد مي كند ، بخاطر آن است كه وابستگي فراوان ايجاد مي كند .
همانقدر مشتاق و علاقمند به اهداف خود باشيد و براي رسيدن به آنها تلاش كنيد كه آمادگي رها كردنشان را داريد .
يكي از مهمترين چيزهايي كه وابستگي ذهني و عاطفي ايجاد مي كند و مانع غني شدن و آزادي روح مي شود ، نبخشودن ديگران است . آنها كه نفرتي به دل دارند و كسي يا موضوعي يا خود را نبخشوده اندو يا خاطرة تلخي را از ذهن خود دورنمي كنند ،روح خود را اسير كرده اند .
بخشش لطفی است به خود ، نه به دیگران .
هر كسي و به هر شكلي به شما بدي كرده است ، او را ببخشاييد .
اگر او لایق بخشیدننیست ،شماشایسته رها شدن هستید.
ما با نبخشیدن ، افراد را در ذهن خود زندانی کرده ، با فکر به او ، بزرگش می کنیم و انرژی خود را بیهوده هدر میدهیم ، در حالیکه زندانیهای ذهنمون حتی خبر نداشته و ممکن است با خیالی آرام در خانه خود در حال استراحت باشند و ما در حال میگرن گرفتن!.به جاي آنكه به آزار روح خود و بي توجهي نسبت به خود ، مشغول شويد و نهال اعتماد بنفس خود را بخشكانيد ، او را ببخشاييد و رها كنيد و حتي در حقش دعاي خير كنيد تا روح شما بزرگ و غني شود؛ سراغ ندارید کسانی که پدر خود را نمی بخشند!!. خود را نيز ببخشاييد . اگر كار خطا يا گناهي مرتكب شده ايد نگوييد كه هرگز خود را نمي بخشم . نبخشودن خود ، يعني صدها بار آن اشتباه را در ذهن تكرار كردن و صدها بار احساس گناه را در ذهن ، تشديد نمودن و اين يعني كشتن خود به دست خود به فجيح ترين شكل ممكن ! فكر نكنيد كه نبخشودن خود ، نوعي مجازات است ، اين فقط و فقط خودشكني است و بس . بجاي اينطور مجازات كردن خود ، سعي كنيدگذشتة خود را با روحي آزاد كه تنها با بخشودن به دست ميآوريد ، جبران كنيد . آنچه محكوم و بد است ، رفتار بد است نه انسان . انسان ، بالفطره خوب است و پاك . روح الهي در او جريان دارد ، حالا اگر اشتباهي كرد و رفتار بدي از او سر زد نبايد خودش را نفي كند .
تمرين 34
بخشودن را تمرين كنيد و ديگران را ببخشاييد و روح خود را رها كنيد . براي رهايي از احساس گناه و بخشيدن ديگران روي يك كاغذ بارها بنويسيد . همه را بخشيدم حتي او را كه …، خود را هم بخشيدم و رها شدم . خود و ديگران را كاملاً بخشيدم و چقدر آزاد و رها هستم . سبك شدم . خداوند حتماً مرا مي بخشايد
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 و ساعت 15:33 |
به ديگران عشق بورزيد
دومين موشك اعتماد بنفس دوست داشتن ديگران بعد از دوست داشتن خود است ، پس جهت توسعه اعتماد بنفس، تمامي انسانها را دوست بداريد . حضرت عيسي (ع) مي فرمايد : دوشمنت را دوست بدار !، ممكن است در وهلة اول برايتان مشكل باشد ، شما براحتي انسانهاي خوب را دوست داريد ولي برايتان مشكل است كه آدمهاي گناهكار و منفي را هم دوست بداريد . چطور مي توان اين اشخاص را دوست داشت ! ؟ مهم اين است كه انسانها را در بدو امر ، تنها و تنها بخاطر انسان بودنشان دوست داشته باشيم نه با توجه به رفتارشان . اگر به آنچه كه در اين هستي است ، به عنوان يك آفريدة الهي نگاه كنيد و در هر چيز ، نشاني از خدا بيابيد ، همه چيز و همه كس را دوست خواهيد داشت :
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم ازاوستعاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
بجاي اينكه از انسانها بيزار شويد از گناه بيزار گرديد . دو پيشنهاد براي اينكه بتوانيد همة انسانهار ا دوست داشته باشيد :
1- توجه كنيد كه بدترين انسانهاي روي زمين ، باز در وجود خود ويژگيهاي مثبتي دارند . در بدترين انسانهايي كه مي شناسيد ، دنبال دست كم ،پنج ويژگي مثبت بگرديد و به خاطر يك ويژگي مثبت به او عشق بورزيد .
2- از خدا براي انسانهاي بد هدايت بطلبيد ، چون عشق به انسانها را در شما شعله ور مي كند و دعاي خير را به سوي خود شما منعكس مي كند .
تمرين 33
بعد از خود به ديگران عشق بورزيد ، اگر از كسي بدتان مي آيد دنبال چند نقطة مثبت در او باشيد . اگر يك نقطة مثبت در او يافتيد ، او را دوست بداريد .
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 و ساعت 20:50 |
از بحث كردن جداً اجتناب كنيد
بحث كردن به هر شكل و فرمي كه باشد ارزش و اعتبار شخصيتي شما را مي كاهد . بحث و جدل ، هيچ وقت نتيجه نمي دهد . رو به جلو نمي رود . هنگام بحث ، شما منتظريد صحبت مخاطبتان تمام شود تا شما شروع كنيد . او هم همين قدر منتظر است . در بحث ، هيچ كس شنوندة خوبي نيست ، هر دو نسبت به هم بي توجهند . هر يك از دو طرف ، تنها به اين توجه دارند كه حقانيت خود را ثابت كند . دربحث ، به ارزشهاي فكري و باورهاي شخصي ، بي توجهي مي شود . هر كس مي خواهد ديگري را بكوبد و اگر يكي به اندازة كافي نتواند اين كار را بكند ، آنچه را كه به موضوع مربوط نيست ، مي كوبد تا دلش خنك شود ! در بحث حتي خصوصيات مثبت دشمن ! ( طرف مقابل ) زير سئوال برده مي شود و ارزشهاي فكري او مورد تمسخر قرار مي گيرد . بحث هميشه خشونت و تنفر را به دنبال دارد نه پيشرفت و اصلاح را . مطمئن باشيد در هر بحثي ، چه بكوبيد ، چه كوبيده شويد ، در هر حال بازنده ايد . حتي اگر يقين داريد كه حق با شماست ، از بحث كردن اجتناب كنيد . يك ذهنيت مثبت ، هيچ وقت ، بحث كردن را پيشه خود نمي كند . اين هم يكي ديگر از مواردي است كه در اصل نگهداري بايد رعايت كنيد . ابتدا خود را آرام كنيد ، بعد محيط را آرام كنيد و بعد صحبت كنيد ، مشورت كنيد ، هماهنگ كنيد ، به موارد تفاهم فكر كنيد و بر اساس اين موارد تفاهم ، موارد تفاوت و مشكلات را حل كنيد .
تمرين 32
هر وقت در وضعيتي هستيد كه آرام سازي خودتان به طول مي انجامد ، دست كم تا آن زمان ، سكوت كنيد . اين روش كساني است كه اعتماد بنفس دارند و به خود و ديگران عشق مي ورزند . بحث رفتار خودشكنانه است ، بحث نكنيد
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 و ساعت 11:38 |
براي خود ارزش و احترام قائل باشيد
همه ، تنها همانقدر به شما احترام مي گذارند ، كه شما براي خود احترام قائليد . مطمئن باشيد كه چشمان جستجوگر ديگران متوجه اين نكته است كه شما چقدر به نيازها ، سلامتي و عواطف خود توجه داريد و به همان اندازه براي شما احترام قائل مي شوند . چه نگاههاي دقيقي ! . اگر شما با اشتهاي لازم غذا نمي خوريد ، به سلامت جسماني خود بي توجهيد . اگر شما عصباني و ناراحت مي شويد ، به سلامت روحي خود بي توجهيد . اگر كارتان را به تأخير مي اندازيد و برنامة شخصي نداريد ، به وقت و عمر خود بي توجهيد .اگر پولتان را درست خرج نمي كنيد و برنامة مالي و اقتصادي درستي را براي خود نداريد ، براي سرماية خود ارزش قائل نمي شويد . اگر شما در ظروف بد غذا مي خوريد ، براي خودتان ارزش و اهميت قائل نيستيد . ديگران ، همة اين چيزها را به وضوح مي بينند و ميزان احترامي را كه بايد براي شما قائل شوند ، مي سنجند و تعيين مي كنند . براي چندمين بار مي گويم كه جهان ، بازتابي از خود ماست رفتار ديگران با شما انعكاس رفتار شما با خودتان است .
تمرين 31
به خود احترام بگذاريد تا ديگران به شما احترام بگذارند . جهان بازتابي از خود ماست . هميشه مواظب باشيد كه عقايد خودتان را از جانب خودتان بگوييد
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 25 فروردین1387 و ساعت 11:47 |
سعي نكنيد همه را راضي نگه داريد.
كساني كه مي خواهند همه از آنها راضي باشند ، عملاً در تلاشند كه خود نباشند و وقتي كه خود نباشند ، ياور خود هم نمي تواند باشد .
همه ، مجموعه اي از آدمها هستند با نگرشها ، ذهنيتها ، ارزشها ، عقايد و سليقه هاي متفاوت . كسي كه مي خواهد از او راضي باشند ، مجبور است در آن واحد ارزشها ، باورها و سليقه هاي متفاوت را بپذيرد . چه وحشتناك ! اين آشفتگي ذهني و دروني و صرف انرژي فراوان براي اهداف پراكنده ، متضاد يا متفاوت ، باعث مي شود كه شخص ، ناموفق گردد . اگر شما مي خواهيد شخصيت مثبت قابل احترام ، با اعتماد بنفس و قاطعي داشته باشيد ، و بر اساس ارزشهاي فكري خودتان و نه براي خوشايند ديگران ، زندگي كنيد ، در سلامت روحي و رواني به سر مي بريد . شما مي دانيد كه افراد مختلف ، باورها و ارزشهاي فكري متفاوتي دارند كه ممكن است متفاوت و يا حتي متضاد با ارزشهاي شما باشد . هيچ وقت اين نكتة مهم را از ياد نبريد كه تمامي انسانهاي موفق ، حتي فرستادگان الهي ، نسبت به مخالفين خود ، موافقين بسيار بسيار كمتري داشته اند ، دريغ از يك استثناء ! تلاش براي جلب موافقت همه ، كاملاً بيهوده و ضد اعتماد بنفس است ، زيرا هميشه به شك مي انجامد .
تمرين 30
از آنجاييكه افراد با نگرشها ، ذهنيتها ، سليقه ها ، ارزشها و عقايد متفاوت هستند ، راضي نگه داشتن همه غير ممكن است . هرگز تلاشي جهت جلب موافقت بكار نبنديد كه اگر چنين كرديد ، خود را نابود نموده ايد .
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 18 فروردین1387 و ساعت 12:20 |
هیچ کس"، معشوق توست
عاشق می خواست به سفر برود. روزها و ماه ها و سال ها بود که چمدان می بست. هی هفته ها را تا می کرد و توی چمدان می گذاشت. هی ماه ها را مرتب می کرد و روی هم می چید و هی سال ها را جمع می کرد و به چمدانش اضافه می کرد. او هر روز توی جیب های چمدانش شنبه و یکشنبه می ریخت و چه قرن هایی را که ته ته چمدانش جا داده بود. و سال ها بود که خدا تماشایش می کرد و لبخند می زد و چیزی نمی گفت. اما سرانجام روزی خدا به او گفت: عزیز عاشق، فکر نمی کنی سفرت دارد دیر می شود؟ چمدانت زیادی سنگین است. با این همه سال و قرن و این همه ماه و هفته چه می خواهی بکنی؟
عاشق گفت : خدایا! عشق، سفری دور و دراز است. من به همه این ماه ها و هفته ها احتیاج دارم. به همه این سال ها و قرن ها، زیرا هر قدر که عاشقی کنم، باز هم کم است. خدا گفت : اما عاشقی، سبکی است. عاشقی، سفر ثانیه است. نه درنگ قرن ها و سال ها. بلند شو و برو و هیچ چیز با خودت نبر، جز همین ثانیه که من به تو می دهم. عاشق گفت : چیزی با خود نمی برم، باشد. نه قرنی و نه سالی و نه ماه و هفته ای را. اما خدایا ! هر عاشقی به کسی محتاج است. به کسی که همراهی اش کند. به کسی که پا به پایش بیاید. به کسی که اسمش معشوق است. خدا گفت : نه ؛ نه کسی و نه چیزی. "هیچ چیز" توشه توست و "هیچ کس" معشوق تو، در سفری که که نامش عشق است. و آنگاه خدا چمدان سنگین عاشق را از او گرفت و راهی اش کرد. عاشق راه افتاد و سبک بود و هیچ چیز نداشت. جز چند ثانیه که خدا به او داده بود. عاشق راه افتاد و تنها بود و هیچ کس را نداشت. جز خدا که همیشه با او بود.
|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 21 اسفند1386 و ساعت 15:54 |
خوشحالي يعني در مورد خود احساس خوبي داشتن . احساس موفقيت ،براي پرورش اعتماد به نفس بسيار موثر است . اما از اين موثرتر، احساس رضايت خاطري است كه شما از خود داريد . هر آنچه سبب مي شود خودتان يا ديگران را خوشحال ببينيد ، احساسي است كه در :آن لحظه نسبت به خود داريد . هر رويداد و واقعه اي كه فكرش را بكنيد ، به خودي خود نمي تواند خوشحال كننده باشد . اين نمره 20 نيست كه يك دانش آموز را خوشحال مي كند ، بلكه احساس زرنگ و شايسته و لايق بودني كه با گرفتن نمره20 ، آن دانش آموز در خود مي بيند ، خوشحالي و شادماني را در او بوجود مي آورد. شما براي اينكه اعتماد به نفس عالي داشته باشيد ،بايد از خود رضايت داشته باشيد . بايد در احساس خود نسبت به خود دگرگوني مثبت ايجاد كنيد . وقتي در موضوعي ناموفق مي شويد ، شكست شما چندان مهم نيست . مهم آن است كه آن شكست را چگونه تلقي كنيد . شما هم مي توانيد آن را يك ضربه مهلك و غير قابل جبران بپنداريد و سخت افسرده شويد و هم مي توانيد آن را تجربه بزرگ و گرانبها تلقي كنيد . اما اگر مي خواهيد از اعتماد به نفس سرشار برخوردار شويد ، بايد از هر گونه احساس عدم رضايت در مورد خود پرهيز كنيد و بنابراين ، حتي در مواقع شكست نيز ، بايد آن را به شيوه خوشايندش در نظر بگيريد.
تمرين 27
نسبت به جسم ، روح ، رفتار و زندگي خود ،احساس خوبي داشته باشيد و آن را تقويت كنيد . رضايت خاطر و خوشحالي خود را ، به خودتان وابسته كنيد و هميشه اين احساس خوب را در خود زنده نگهداريد.
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 19 اسفند1386 و ساعت 9:54 |
راههایی براي تبديل شدن از هيچكس به همه كس
حـتـي اگـر فـرد خـود پسـند و دمدمي مزاجي هم نباشيد، دوست داريد که يک ستـاره شـويـد. حـتـي بـراي لحظه اي گـذرا، چـنـد بـار در ســال يـا هـر وقـت کـه از خـط بـيـرونـتان مـي انـدازنـد و جـايي راهـتان نـمي دهـند دوسـت داشتيد که به جاي هيچ کس بودن، کسي بوديد.
همه ي ما دوست داريم که ديگران ما را بشناسنـد مهم تر ايـنکـه به ما احترام بگذارند. وقتي جوان بودم، خـيـلـي زود متوجه شـدم کـه لهجه خـارجـي ام خيلي اوقات مانعي بر سـر راهـم اسـت. ولـي سـعـي کـردم از هـمين لـهـجه هم نـهـايـت اسـتـفاده را بـبـرم و در جـاهـايـي بخـصـوصــي کـه مـي خـواستم رسيدگي ويژه به من بکنند مثلاً در هتل ها يا رستوران ها با هـمين لهجه ميگفتم کـه من طراح آقاياي فـلانـي هسـتـم، بـه نـظـرتـان اسـم خـيـــلي محترمانه اي نيست؟
بله درست است که دروغ مي گفتم، اما گاهي اوقات پيش مي آمد که دوست داشتم در جمع به خوبي پذيرفته شوم. هر چه پيرتر مي شويم، اهميت اين مسائل برايمان کمتر مي شود. البته ممکن است براي من اينطور باشد، چون ديگر براي اينکه کسي حساب شوم اين کارها را نمي کنم.
از کم شروع کنيد، از نردبان شهرت بالا رويد اين روزها ديگر افراد براي به دست آوردن آنچه مي خواهند صبر و حوصله ندارند.دوست دارند همه چيز برايشان حاضر و آماده باشد. اما هميشه اين را به ياد داشته باشيد، که زماني مي توانيد قدر و قيمت کسي بودن را بفهميد که از هيچ کس بودن شروع کرده باشيد. نبايد بنشينيد و بالا رفتن بقيه را از نردبان شهرت نگاه کنيد، شما هم بايد روي نردبان باشيد. پس فکر نکنيد که مي توانيد يک شبه ره صد ساله رفته و به آنچه مي خواهيد برسيد، چون همين شب حداقل 10 سال طول مي کشد.
به دست ديگران نگاه نکنيد که چه دارند و چه ندارند، ببينيد در دستان خودتان چيست، و براي به دست آوردن آن چيزهايي که نداريد تلاش کنيد، نه خيالبافي.
بله، همه ي ما مي توانيم با در دست داشتن پول و قدرت براي خود کسي حساب شويم، اما اگر هيچکدام از اين دو در دستمان نبود چه؟ بايد هيچکس باقي بمانيم؟ نه، راه هايي هست تا بتوانيم از هيچ کس به همه کس تبديل شويم.
راههايي براي مهم شدن هيچوقت نمي توانيد يکباره نزد همه فردي مهم تلقي شده و مشهور شويد. حتي اگر رييس جمهور هم شده باشيد، مطمئناً تا اينجا راه درازي را پيموده ايد. در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که مي توانيد با استفاده از آنها براي خود کسي شويد.
1-پول در بياوريد مي توانيد براي مهم شدن پول خرج کنيد و راه را بخريد. هر چه پول بيشتري داشته باشيد، افراد بيشتري دور و برتان جمع خواهند شد و بهتان احترام مي گذارند. هيچ چيز بهتر از اين نمي تواند باشد وارد جايي شويد و بگوييد: "مي خواهم پول زيادي اينجا خرج کنم." اين کار باعث خواهد شد که همه ي توجهات به شما جلب شود. اما اين راهي موقتي و زودگذر براي مهم شدن است.
2-پشتوانه ي خانوادگي در خط کاري من اگر متعلق به يک خانواده ي خوب باشيد، فرد مهمي تلقي خواهيد شد. اگر در کوچه و بازار به خاطر خانواده تان آبرو و اعتبار داشته باشيد به شما کمک خواهد کرد.
3-يک حرکت بزرگ بکنيد هيچ چيز مثل يک حرکت بزرگ باعث جلب توجه ديگران نمي شود. چه يک اختراع بزرگ باشد يا يک سخنراني مهم، مي توانيد با آن از نردبان شهرت به سرعت بالا رويد. کاري انجام دهيد که در کتاب هاي تاريخ هم حتي در مورد آن بنويسند.
4-در رشته اي کارشناس شويد همه ي افراد گاهاً نياز پيدا مي کنند که با يک کارشناس مشاوره کرده و نظر آنها را هم جويا شوند. هميشه سعي کنيد در هر رشته اي که هستيد، خبره و ماهر شويد. اگر وکيل، حسابدار يا مهندس کامپيوتر هستيد، سعي کنيد در کارتان تا اندازه اي بالا رويد که ديگران شما را به چشم يک کارشناس نگاه کنند. اگر متوسط باشيد، کسي سراغتان نخواهد آمد.
5-ريسک کنيد بله ممکن است ريسک کرده و به بن بست بخوريد و همه چيز را از دست بدهيد، اما خيلي اوقات هم افراد با همين ريسک کردن ها به جايي رسيده اند. سعي کنيد در کارهايي خطر کنيد که حداقل سر رشته اي در آن داشته باشيد.
6-فردي خاص باشيد مي خواهيد جلب توجه کنيد؟ مي خواهيد از اطرافيانتان يه سر و گردن بالاتر باشيد؟ سعي کنيد چيز خاص و منحصر به فردي داشته باشيد که افراد با آن ياد شما بيفتند. مي تواند طريقه ي نگاه کردن، صحبت کردن، يک ژست خاص يا هر چيزخاص ديگري باشد. کاري کنيد که شما را متفاوت با بقيه نشان دهد.
7-همسري مهم داشته باشيد بله، داشتن همسري مشهور و مهم هم مي تواند باعث مشهور شدن شما شود. داشتن همسري با کلاس، با اعتماد به نفس و متعلق به خانواده اي معروف مي تواند پشت شما را صاف کرده و باعث احترام شما شود. پس در انتخاب همسر هم دقت کنيد، اگرچه به دست آوردن چنين همسراني کار هر کسي نيست.
8-با مردم صحبت کنيد ارتباط داشتن با مردم ضرري به شما نمي زند. هرچه افراد بيشتري را بشناسيد، با مردم بيشتري گفتگو خواهيد کرد و راه هاي بيشتري براي معروف شدن جلو رويتان قرار خواهد گرفت.
9-قدرت داشته باشيد اين آشکارترين راه براي به شهرت رسيدن است. اما به دست آوردن قدرت کاري ساده نيست. گرفتن پستي مهم در يک شرکت مي تواند ساده ترين راه براي به دست آوردن قدرت باشد. اما بايد براي گرفتن اين پست ها هم کسي باشيد.
تلاش کنيد تا کسي شويد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کارهاي ديگري هم هست که مي توانيد با انجام دادن آنها صاحب شهرت شويد. اما اينها تاثير موقتي و زودگذر دارند. همه ي اين کارها به نحوي جزء زير مجموعه ي اين 9 کار که در بالا ذکر شد قرار مي گيرند. بعضي از اين راه ها تاثير گذارتر از بقيه بوده و بعضي به سرعت به نتيجه مي رسد، درحاليکه که بعضي ديگر جزء برنامه هاي طولاني مدت است. به هر حال کسي شدن کار ساده اي نيست. نيازمند ذکاوت و تلاش بسيار است.
|+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 9 اسفند1386 و ساعت 14:28 |
واقعياتي در مورد خيانت
* در جـوامع غربي در %66 ازدواجها پديده خيانت مشاهده ميگردد.
* در ازدواجـهـايـي كـه يـكـي از زوجـين دست به خيانت زده احتمال طلاق افزايش يافته است.
* %75 خيانتهاي جنسي به طلاق كشيده ميشود.
* ماهيت خيانت عشقي با خيانت جنسي تفاوت دارد.
* زنان و مردان براي خيانت عشقي خود دلايل يكسان اما براي خيانتهاي جنسي خود دلايل متفاوتي دارند.
* %15 زنان و %25 مردان جوامع غربي در دوره تاهل و زندگي مشتركشان بيش از 4 رابطه جنسي نامشروع دارند.
* %15 از افراي كه مرتكب خيانت جنسي شده اند همسر پيشين خود را طلاق داده و با معشوقه خود ازدواج ميكنند.
* %80 از افرادي كه به قصد ازدواج با معشوقه خود همسر پيشين خود را طلاق داده اند از كرده خود پشيمان ميگردند.
* بيشتر رابطه هاي پنهاني معمولا 3-2 سال بطول مي انجامد اما برخي ممكن است مادام العمر باشد.
* عامل خوشبختي در زندگي زناشويي احتمال خيانت را منتفي نميكند.
* پر مشغله بودن همسر عامل ناتوان كننده اي براي نداشتن رابطه پنهاني وي نميباشد.
بطور كلي 3 نوع خيانت و يا رابطه پنهاني وجود دارد:
رابطه عشقي
رابطه جنسي
رابطه اينترنتي
تعريف خيانت عشقي: يك رابطه پنهاني ميباشد كه در آن يك پيوند احساسي و جنسي صميمانه ميان يك فرد متاهل با فرد ديگري كه همسر قانوني وي نميباشد برقرار ميگردد.
تعريف خيانت جنسي: يك رابطه پنهاني ميباشد كه در آن يك فرد متاهل با فرد ديگري كه همسر قانوني وي نميباشد رابطه جنسي برقرار ميكند. در اين نوع رابطه عنصر علاقه و يا وابستگي احساسي وجود ندارد.
تعريف خيانت اينترنتي: شامل گفتگو و تبادل تصاوير و مشخصات يك فرد متاهل با فرد ديگري كه همسر قانوني وي نميباشد از طريق اينترنت و چت. محتواي گفتگوها و تبادل تصاوير و مشخصات عموما در رابطه با مسايل جنسي و صميمانه ميباشد.
عمده نيازهايي كه فرد در يك رابطه نامشروع و پنهاني سعي در تامين آنها دارد به قرار زير ميباشد:
مورد نياز بودن -رفاقت-درك شدن-از سوي فردي دوست داشته شدن-يك ريسك لذت بخش و مفرح-احساس آزادي - استقلال-سرگرمي- برآورده ساختن نيازهاي جنسي-تقويت اعتماد بنفس-سلطه جويي-تجربه تازه-ماجراجويي-القاء داشتن استحقاق و شايستگي-رقابت-شيطنت-پر كردن خلاء تنهايي-برتري جويي-انتقام جويي-تعلق پذيري-احساس امنيت-مورد پذيرش واقع شدن-هيجان-لذت جويي-احساس جواني كردن-تنوع طلبي-خود شناسي.
خيانت عشقي: اين نوع رابطه پنهاني در ابتدا از يك صحبت كوتاه آغاز شده و به تدريح به يك رابطه عميق و شديد بدل ميگردد. در پايان نيز چيزي جز ندامت و از هم پاشيدن زندگي فرد ثمري در پي ندارد. انگيزه اصلي آن افزايش اعتماد بنفس فرد ميباشد اما بطور كاذب. به انواع رابطه عشقي خيانت آميز توجه كنيد:
رابطه عشقي كوركورانه: در اين نوع رابطه پنهاني فرد به نوعي به عشق اعتياد دارد. وي به احساسي كه در هنگام عاشق شدن به وي دست ميدهد كه همان افزايش ترشح آمفيتامين در بدنش ميباشد اعتياد دارد. كه معمولا فرد را غير منطقي و شيفته ميگرداند. يك شهوت كوركورانه نسبت به يك فرد ميباشد كه در آن عشق بصورت وسواسي، غير واقعي، آتشين و بي پروا نمود پيدا ميكند. فرد در اين نوع عشق خود را به مخاطره انداخته و به آب و آتش ميزند كه به وصال معشوق خود برسد. هنگامي كه معشوق در كنار فرد عاشق نباشد احساس عذاب ميكند و هنگامي كه معشوق حضور دارد احساس وجد. اين نوع رابطه عشقي ميتواند از چند هفته تا چند چندين سال بطول انجامد. اما پس از گذشت زمان هر دو فرد پي ميبرند كه آنطور كه تصور ميكردند يكديگر را نميشناسند و با يكديگر سازگاري و تفاهم ندارند. در اين نوع رابطه فرد از همسر و يا شريك پيشين خود معمولا جدا ميگردد.
رابطه عشقي تفنني: اين نوع رابطه پنهاني بر مبناي دوستي، تفاهم و مراقبت دو جانبه از يكديگر شكل ميگيرد. اين نوع رابطه به نوعي گريختن از وظايف، مسئوليتها و فشارهاي زندگي روزمره و پناه آوردن به يك فرد جديد ميباشد. در اين نوع رابطه دو فرد بطور قابل ملاحظه اي احساساتي ميباشند و ممكن است كه با هم رابطه جنسي برقرار كنند و يا هيچگونه رابطه جنسي با يكديگر نداشته باشند. در اين نوع رابطه دو فرد اعتقاد دارند كه فرصتي براي خود شناسي، رابطه جنسي، تجربه اندوزي، مشاوره و مورد پذيرش قرار گرفتن در اختيار آنان قرار ميدهد. دو فرد در اين نوع رابطه بسيار محرم يكديگر بوده و رازدار ميباشند. ميتواند سالها بطول انجامد و يا حتي مادام العمر ادامه يابد. فرد ممكن است از همسر و يا شريك پيشين خود جدا نگردد و حتي اعتقاد داشته باشد كه رابطه پنهاني وي و برآورده گشتن نيازهاي وي از اين طريق سبب تحكيم زندگي مشتركش ميگردد.
رابطه عشقي مقطعي: اين نوع رابطه پنهاني در دوران تغيير و تحول و عبور از يك مقطع به مقطع ديگر زندگي فرد به وقوع مي پيوندد. ميان دو فردي كه خواهان تجارب غير جدي، سرگرم كننده و افزايش دهنده عزت نفس ميباشند. بيشتر در هنگام رويدادهاي مثبت مانند ارتقاء مقام، ترفيع، پاداش، يافتن شغل جديد توسط همسر، فرزند دار شدن و يا نقل مكان به يك خانه جديد حادث ميگردد. در زمان موفقيت در فرد نوعي احساس شايستگي و كفايت پديد مي آيد كه در فرد توقع يك پاداش ويژه را ايجاد ميكند. مانند رابطه برقرار كردن با يك فرد تازه كه هم سرگرم كننده باشد و هم زياد سختگير و مشكل پسند نباشد. اين حالت در زمانهاي ناخوشايند نيز ميتواند به وقوع بپيوندد. زماني كه فرد خواهان فردي است كه قادر باشد ناكامي، شكست و ناراحتي وي را درك كرده و تسلي خاطر و پشتيبان وي باشد. اين نوع رابطه كلا زود گذر ميباشد و عمرش كوتاه است. شايد كمتر از يك سال و بندرت زندگي مشترك فرد را از هم ميگسلد. اين رابطه براي فرد نيازهاي امنيت، اختيار داشتن، تعلق پذيري، عاشق و معشوق بودن، مورد پذيرش بودن و اعتماد بنفس را تامين ميكند.
رابطه عشقي انتقامجويانه: برخي از زنان از مردان و برخي مردان نيز از زنان نفرت دارند. آنها لذت را در آزار دادن، فريب دادن و بازي دادن ديگران ميبينند. آنها دروغگويان ماهري نيز ميباشند. آنها قربانيان خود را معمولا از ميان افراد آسيب پذير، ساده لوح و معصوم شناسايي و انتخاب ميكنند. آنها در ابتدا وعده هاي خوشايندي به طرف مقابل ميدهند اما در انتها چيزي جز ناكامي، رنجش خاطر و تحقيرشدگي براي قرباني باقي نميگذارند. فرد ابتداي آشنايي خيلي با حيله گري و ظرافت به قرباني نزديك ميگردد. ممكن است خود را فرد بسيار موفق و يا سرشناس معرفي كند و يا آنكه خود را يك قرباني رقت انگيز جا زده و حس ترحم قرباني را بر بينگيزد. اما پس از گذشت زمان بتدريج قرباني را نا اميد، تحقير و مطيع خود ميگرداند. پول، وقت، انرژي و اعتماد بنفس قرباني خود را ميگيرد. در اينگونه افراد با سلطه جويي و كنترل كردن فرد ديگر نوعي احساس امنيت در فرد پديد مي آيد. فرد در اين رابطه پنهان از همسر و يا شريك پيشين خود جدا نميگردد.
خيانت جنسي ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رابطه جنسي رفاقتي: در اين نوع رابطه پنهاني دو فرد با يكديگر رابطه جنسي داشته و از يكديگر مانند دو دوست مراقبت ميكنند. با اينحال زياد با يكديگر صحبت نميكنند. آنها با يكديگر خوش بوده و با يكديگر بودن لذت ميبرند. آنها ميپندارند كه اين نوع رابطه پنهاني نه تنها هيچ لطمه اي به زندگي مشترك با همسرشان نميزند بلكه تاثير مثبتي نيز بروي آن ميگذارد. اين نوع رابطه ممكن است سالها بطول انجامد. اين رابطه عزت نفس، حس پذيرش، هيجان، خيالپردازي، لذت، شيطنت، اشتياق وارضاي تمايلات جنسي فرد را برآورده ميسازد.
رابطه جنسي ماجراجويانه: در اين رابطه پنهاني نيز رابطه جنسي وجود دارد. يك رابطه مفرح و شيطنت آميز ميباشد. دو فرد برخي اوقات تصور ميكنند كودك بوده و طرف مقابلشان اسباب بازي ميباشد كه به فرد ديگري تعلق دارد. هر دو فرد در اين رابطه خود محور بوده و در جستجوي لذت خويش ميباشند. معمولا نيز داراي شريك جنسي فراواني هستند. براي فرد رابطه جنسي يك بازي رقابتي و وسيله اي براي كنترل و سلطه جويي ميباشد. اين نوع رابطه به فرد عزت نفس، حس شايستگي ،رقابت، هيجان، شيطنت و زيركي ميبخشد ولي در نهايت باعث از هم گسستگي زندگي و شرمساري او خواهد گرديد.
رابطه جنسي مرض گونه: برخي روابط جنسي پنهان تنها يك شب بطول مي انجامد. حتي فرد نام معشوقه خود را نيز به خاطر نميسپارد. اينگونه افراد تنها ميخواهند چيزي را اثبات كنند و تنها انگيزه آنان ارضاء جنسي ميباشد. در جستجوي روابط جنسي بودن مكرر آنان آشكار كننده احساس ترديد به خويش، خشم، انتقامجويي و ياغيگري مفرط آنان ميباشد. در اين نوع رابطه فرد از همسر خود جدا نميگردد چون نيازي به اين كار ندارد. اين نوع رابطه به فرد احساس عزت نفس و قدرت توام با غرور، تسكين، خصومت، تنهايي، برتري، و انتقامجويي ميبخشد.
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 5 اسفند1386 و ساعت 14:44 |
رمز موفقیت
همیشه سعی کن به دوستی که نیاز داره کمک کنی.
-خودت را باور کن.
-شجاع باش ...ولی بعضی وقتها خوبه که بترسی.
-سخت مطالعه کن.
- دوستان خوب را داشته باش آنها در بین دوستان زیاد ی که داری ,کمند.
--اغلب بخند.
-به وزنت زیادی اهمیت نده آن فقط یک عدد است.
-همیشه نیمهء پر لیوان رو ببین.
-افراد جدیدی رو ملاقات کن هر چند اونا برات نگاه متفاوت داشته باشند.
-آرام باش حتی زمانیکه نومیدی.
-چرتهای زیادی بزن.
-زمانیکه فرصتی داری, خارق العاده باش.
-غذا رو اسراف نکن.
-راحت باش .
-گاه و بیگاه ریسک کن.
-سعی کن هر روز یه کمی تفریح داشته باشی ........این مهم است .
-با دوستانت تیمی کار کن.
-با دوستانت جوک بگو.
-عاشق شخصی باش......و اغلب بگو "دوستت دارم".
- با قاطعیت خودت را مطرح کن.
-از ظاهر خودت با خبر باش.
-همیشه برای سورپرایز ها جلو باش .
-شخصی رو با تمام قلبت دوست داشته باش.
- خودت رو با دوستانت مقایسه کن رتبهء خودت رو ببین و آن بهتر خواهد بود.
-همیشه شخصی است که تو رو بیشتر از اونیکه خودت می دونی دوست داره
-برای حفظ تناسب ورزش کن.
-موافق اسم خودت باش.
- زمان را اندازه بگیر .
- در چیز هایی که دوست داری افراط کن.
- هر یکشنبه رو گرامی دار (جمعهء خودمون).
- در آخرر وز دعا کن ...چشماتو باز کن و
- حد اقل یکبا در روز بخند.
|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 30 بهمن1386 و ساعت 22:56 |
در میان جمع متمایز ظاهر شوید
شاید برخی از افراد به طور ذاتی از دیگران متمایز باشند، اما به طور کلی برای رسیدن به این هدف باید تلاش کرد. متمایز بودن باید در ظاهر، شخصیت و از همه مهمتر موفیت هایی که فرد به آنها دست پیدا می کند، نمود پیدا می کند. همیشه این عبارت را در ذهن داشته باشید که خداوند به کسانی کمک می کند که به خودشان کمک میکنند.
بیشتر افراد در آرزوهای خود این حس را پرورش می دهند که گل جمع هستند و با بقیه افراد فرق دارند، ولی این کار با تن آسایی و سکوت به دست نخواهد آمد. اگر جزء افراد بی خیال و راحت هستید بهتر است بدانید که اشتباه می کنید.
مدعی باشید
اگر از موضع قدرت وارد هر مسئله ای شوید، آنوقت می توانید خودتان را از سایر افراد جدا کنید. برای این کار می توانید تقاضای انجام مسئولیت های بیشتری را کنید. به جای اینکه بنشینید و در آرزوی چیزهایی که می خواهید باشید، به دنبال اهداف خود بروید و آنها را بدست آورید. مکرراً به کارفرمای خود بگویید که چه اهداف و آرزوهایی را در سر می پرورانید و سعی دارید به کجاها برسید. نباید فراموش کند؛ شاید در ظاهر برایش اهمیت نداشته باشد، اما زمانیکه یک موقعیت شغلی جدید و مناسب ایجاد میشود، مطمئن باشید اولین نفری که برای پر کردن این موقعیت به ذهنش می رسد همان فرد جاه طلب و بلند پرواز است.
نحوه صحیح صحبت کردن را یاد بگیرید
مردم بیشتر اطراف کسانی جمع می شوند که بهتر حرف می زنند و داستان های جالب تری تعریف می کنند. به اطرافتان نگاه بیندازید، می بینید که تمام افرد ساکت همیشه به دنبال کسی راه می افتند که خوب صحبت می کنند. افرادیکه مورد احترام دیگران هستند به راحتی گفتگو می کنند، همین امر باعث می شود که دیگران برای آنها احترام قائل باشند. باید با این کار نظر دیگران را جلب کنید و نظراتتان را به آنها بفروشید؛ اگر بتوانید برای عقاید خود خریدار پیدا کنید، بدون شک برای ایده های شغلی خود نیز می توانید مشتری پیدا کنید.
شیک پوش باشید
لباستان را مناسب با کاری که دارید انتخاب نکنید، بلکه متناسب با کاری که می خواهید داشته باشید، لباس بپوشید. مثل مقامات بالاتر از خودتان لباس بپوشید و مانند آنها رفتار نمایید. شخصی که کت شلوار می پوشد خیلی قابل اعتماد تر از کسی است که یک تی شرت کثیف بر تن دارد. لباس به تنهایی نمی تواند شما را به موفقیت برساند، اما می تواند مقدمات رسیدن به موفقیت را فراهم آورد.
توانایی لبخند زدن را افزایش دهید
برای اینکه از اطرافیان خود متمایز شوید باید اندکی شوخ طبعی را نیزبه خصوصیات اخلاقی خود اضافه کنید. اگر اخمو و بدانق باشید، نمی توانید نظر کسی را به خودتان جلب کنید. هیچ کجا نمی توانید افرادی را پیدا کنید که به دلیل عصبانیت و بد اخلاقی محبوب دل مردم شده باشند. اگر یک نفر، حتی یک نفر، با این خصوصیات را پیدا کردید حتماً مرا هم خبر کنید.
اطرافیان را سرگرم کنید
کسانیکه دیگران هیچ گاه توجهی به آنها نمی کنند جزء افرادی هستند که عصبانی، و بی احساس بوده و هیچ نظریه جالبی برای سرگرم کردن اطرافیان خود ندارند. شخصیت شما باید یک دنده کمکی هم داشته باشد باید طوری باشید که هر موقع کسی را ملاقات کردید چیزی را در شما ببیند که ارزش ملاقات دوباره شما را داشته باشد. البته اگر زیاد هم بخواهید با کارهای سطحی خودتان را میان جمع جا کنید، شاید چندان خوشایند نباشد. باید به یاد داشته باشید که تعادل را رعایت نمایید. جلب کردن بیش از اندازه نظر دیگران و یا بی توجهی کامل به آنها دو سوی مخالف هم هستند. سعی کنید در این میان به یک سطح تقریبی دست پیدا کرده و میانه روی کنید.
به هر حال متمایز شدن کار ساده ای نیست که هر کسی از عهده آن بربیاید، لبخند بزنید، سرتان را به نشانه موافقت تکان دهید، خود را خوشحال جلوه دهید و سعی کنید همیشه حرف هایی برای گفتن داشته باشید که بتوانند نظر دیگران را به خود جلب نمایند. فراموش نکنید که با این کار نه تنها در حیطه شغلی به موفقیت می رسید بلکه افراد زیادی هم جذب شما می شوند. به خاطر داشته باشید که متمایز بودن به این معنا نیست که همیشه باید رئیس باشید، بلکه به این معناست که اطرافیان باید شما را تحسین کرده و حواسشان جلب شما شود.
|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 23 بهمن1386 و ساعت 19:49 |
مرد از راه چشم و زن از راه گوش به دام عشق می افتد .
دوری ، عشق را شدت می بخشد و نزدیكی ، قوت .
پیری مانع از عشق نیست . اما عشق تا حدی مانع از پیریست .
عشق ناتمام می گوید : من تو را دوست دارم چون به تو نیاز دارم .
عشق تمام می گوید : من به تو نیاز دارم چون تو را دوست دارم .
در حساب عشق یك به اضافه یكی برابر است با همه چیز و دو منهای یك برابر با هیچ .
محال است عاشق باشی و عاقل .
عشق چیزی جز یافتن خویش در دیگران و شادكامی در شناخت نیست .
عشق همانند پروانه ایست كه اگر سفت بگیری له می شود و اگر سست بگیری می گریزد .
عشق چون میوه است . ممكن است خوب به نظر آید اما تا وقتی كه نرسیده آن را گاز نزن .
عشق چون ساعت شنی است . با خالی شدن مغز ، قلب پر می شود .
عشق غلبه خیال بر خرد است .
مرد به كرات عشق میورزد ، اما كم . زن به ندرت ، اما بسیار .
مردها همواره میخواهند اولین عشق یك زن باشند و زن ها دوست دارند آخرین عشق یك مرد باشند .
تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقی است .
با عشق وشكیبائی چیزی نا ممكن نیست
|+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 22 آذر1386 و ساعت 20:21 |
زندگی
بهترین دوست اون دوستی كه بتونی باهاش روی یك سكو ساكت بنشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس كنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی.
ما واقعاً تا چیزی را از دست ندیم، قدرش را نمیدونیم، ولی در عین حال تا وقتی كه چیزی رو دوباره بدست نیاریم، نمیدونیم چیزی را از دست دادیم.
اینكه تمام عشقت رو به كسی بدی، تضمینی بر این نیست كه اون هم همین كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش، فقط منتظر باش تا اینكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اینطور نشد، خوشحال باش كه توی دل تو رشد كرده.
در یك دقیقه میشه یك نفر رو خرد كرد، در یك ساعت میشه كسی را دوست داشت و در یك روز میشه عاشق شد ولی یك عمر طول میكشه تا كسی رو فراموش كرد.
دنبال نگاهها نرو، چون میتونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون كمكم افول میكنه دنبال كسی برو كه باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یك لبخند میشه یه روز تیره را روشن كرد. كسی را پیدا كن كه تو را شاد كنه.
دقایقی توی زندگی هستن كه دلت برای كسی اونقدر تنگ میشه كه میخوای اونو را از رویات بیرون بكشی و توی دنیای واقعی بغلش كنی.
رویایی رو ببین كه میخوای. جایی برو كه دوست داری. چیزی باش كه میخوای باشی. چون فقط یك جون داری و یك شانس برای اینكه هر چی دوست داری انجام بدی.
آرزو میكنم به اندازه كافی شادی داشته باشی تا خوش باشی، به اندازه كافی بكوشی تا قوی باشی، به اندازه كافی اندوه داشته باشی تا یك انسان باقی بمونی و به اندازه كافی امید تا خوشحال بمونی.
همیشه خودتو جای دیگران بگذار، اگر حس میكنی چیزی ناراحتت میكنه، احتمالاً دیگران را آزار میده.
شادترین افراد لزوماً بهترین چیزها رو ندارن، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو میبرن.
شادی برای اونایی كه گریه میكنن و یا صدمه میبینن زنده است. برای اونایی كه دنبالش میگردن و اونایی كه امتحانش كردن. چون فقط اینها هستن كه اهمیت دیگران رو تو زندگیشون میفهمن.
عشق با یك لبخند شروع میشه، با یك بوسه رشد میكنه و با یك اشك تموم میشه. روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده، شكل میگیره. نمیشه تا وقتی كه دردها و رنجها را دور نریختی، توی زندگی به درستی پیش بری.
وقتی به دنیا اومدی، تو تنها كسی بودی كه گریه میكردی و بقیه میخندیدن. سعی كن یه جوری زندگی كنی كه وقتی رفتی، تنها تو بخندی و بقیه گریه كنن.
لطفاً این متن رو به اونایی كه براتون ارزش دارن بفرستین. برای اونایی كه زندگی شما رو لمس كردن. اونایی كه وقتی احتیاج داشتین، باعث شدن بخندین. اونایی كه باعث شدن وقتی ناراحت بودین، سمت روشن واقعیتها رو ببینین. اونایی كه شما میخواید بدونن كه شما قدر دوستی با اونا رو میدونین. اگه این كار را نكنین، خوب براتون اتفاقی بدی نمیافته ولی تنها شانس روشن كردن روز یك دوست با یك نامه رو از خودتون گرفتین.
|+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 22 آذر1386 و ساعت 20:12 |
گفتگو با خدا
در رویاهایم دیدم كه با خدا گفتگو می كنم . خدا پرسید ؟ پس تو میخواهی با من گفتگو كنی؟ من درپاسخش گفتم : اگر وقت دارید. خدا خندید و گفت وقت من بی نهایت است در ذهنت چیست كه می خواهی از من بپرسی؟ پرسیدم چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟ خدا پاسخ داد: كودكی شان . اینكه آنها از كودكی شان خسته می شون عجله دارند زود بزرگ شوند و بعد دوباره پس ازمدتها آرزو میكنند كه كودك باشند.... اینك آنها سلامتی شان را از دست می دهند تا پول بدست آورند وبعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی شان را بدست اورند. اینكه با اضطراب به آینده نگاه می كنند و حال را فراموش می كنن. و بنا بر این نه در حال زندگی می كنند نه در آینده. اینكه آنها به گونه ای زندگی میكنند كه گویی هرگز نمی میرند. و به گونه ای می میرند كه گویی هرگز زندگی نكرده اند... در مورد پست ثبت شده گفتگو با خدا Interview with GOD در بیست و نهم ماه مه 2001 ریتا استریکلند نویسنده گفتگو با خدا نسخه ای از آن را در سایت اینترنتی کلیسای محلش در ایالت آلاباما به نمایش گذاشت و هیچ تبلیغی هم برای آن نکرد. طی یک هفته500000نفر از آن سایت دیدن کردند که این رقم در مدت کوتاهی به چند میلیون رسید و هنوز هم روز به روز بیشتر می شود.
|+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 22 آذر1386 و ساعت 15:24 |
جعبه های سیاه و طلایی
در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.
از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.
پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟گفت:ای بنده من!جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی...
|+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 22 آذر1386 و ساعت 15:9 |
میگن سه چیز در زندگی هیچگاه باز نمی گردند:زمان، کلمات و موقعیت ها.
سه چیز در زندگی هیچگاه نباید از دست بروند:آرامش، امید و صداقت.
سه چیز در زندگی هیچگاه قطعی نیستند:رؤیا ها، موفقیت و شانس.
سه چیز در زندگی از با ارزش ترین ها هستند:عشق، اعتماد به نفس و دوستان.
سه چیز در زندگی یک انسان را می سازند:تلاش، اخلاص و موفقیت.
سه چیز در زندگی یک انسان را نابود می کنند:مشروب، غرور و خشم
|+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 22 آذر1386 و ساعت 15:3 |
دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند ، با خواندن يک جمله معروفاز هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله معروفويليام شکسپير بر مي خورند:
« عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت،مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده! »
|+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 19 آذر1386 و ساعت 22:14 |
بيان و ذهنيت مثبت داشته باشيد
.
وقتي قرار است شما هر روز رشد كنيد و شخصيتي متكاملتر و بهتر داشته باشيد ، نسبت به تصميم و آيندة خود با بيان مثبت حرف بزنيد . لزومي ندارد كه شما براي تغيير : خود كنونيتان را تحقير و سرزنش كنيد . براي اينكه شما بخواهيد تغيير مثبتي در خود ايجاد كنيد ، به يك احساس مثبت نياز داريد . و اين احساس مثبت يعني همان احساس توانايي وشايستگي بهتر از اين بودن . بيان گذشتة منفي ، احساس منفي را به دنبال دارد كه اين احساس منفي مانع از عملي شدن تصميم شما مي شود . اگر واقعاً ميل داريد كه تغيير كنيد و دگرگون شويد ، از همين الان تصميم بگيريد كه در مورد اينكه چگونه بوده ايد ، مطلقاً صحبت نكنيد . شايد كارهايي كرده ايد كه در زماني و مكاني درست بوده ولي هم اكنون از مد افتاده است ، اصرار بر مثبت نشان دادن اقدامات گذشتة خود مشكلي را حل نمي كند . تصوير ذهني خود را دگرگون كنيد ، بيان شما از افكار شما سرچشمه مي گيرد و افكار شما از تصويرهاي ذهني شما . شما خود را در ذهن خود چگونه مي بينيد ؟ آنچه كه مي بينيد ، فكر و كلام شما را مي سازد .
خودرا توانمند و قوی مجسم . هر چه اين تصوير در ذهن شما برجسته تر ، رنگي تر ، شفاف تر و با صدا و نزديكتر باشد ، اعتماد بنفس شما بهتر مي شود چون احساس شما دربارة خودتان بهتر مي گردد .
تمرين 14
چشمهاي خود را ببنديد . يك تصوير عالي از خود بسازيد . خود را ببينيد كه الگوي واقعي اعتماد و اتكا به نفس هستيد . اين تصوير ذهني را در خود مدام بپروريد . اگر بگويم كه ساعت به ساعت اين تصوير را در ذهن خود بپرورید کم گفتم! شما همانی هستید که می اندیشید
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 18 آذر1386 و ساعت 11:6 |
احساس گناه:بزرگترين مانع
!
لحظه لحظه اي را كه در احساس گناه به سر مي بريد ،مشغول ريشه كن كردن و از بيخ و بن كندن اعتماد به نفس خود هستيد. اين دو نمي توانند با هم جمع شوند. شما مي توانيد يا اعتماد به نفس داشته باشيد و يا احساس گناه.محال است كه هر دو را با هم داشته باشيد. دقت كنيد چه رفتارهايي منجر به احساس گناه كردن شما مي شوند؟ از اين رفتارها به شدت اجتناب كنيد. شايع ترين احساس گناه ،اين است كه شما بر اساس نظام ارزشي و وجدان خود عمل نكنيد. مثلا در حاليكه راستگويي و صداقت،جزء ارزشهاي فكري شماست،دروغ بگوييد و … بنابراين شما بايد ابتدا ارزشهاي خود را بشناسيد . دقيقا بدانيد كه چه باورهاي قلبي و دروني داريد؟به خصوص مهمترين ارزشهاي خود را شناسايي كنيد. يكي ديگر از موارد شايع احساس گناه نبخشودن است. نبخشودن يعني اينكه شما از رفتار گذشته خود با يك فرد ديگر،كينه به دل داشته باشيد. شايد خيلي اين جمله را شنيده باشيد كه من هرگز فلاني را به خاطر آن كارش،حاضر نيستم ببخشم. اين نبخشودن ها نه تنها براي بهبود اوضاع نيست. بلكه قدمي در جهت تخريب روحيه و اعتماد به نفس شماست كه مسلما شرايط را دشوارتر مي كند.
تمرين12
ارزشها و باورهاي دروني و قلبي خود را روي يك كارت بنويسيد و اين كارت را همراه خود داشته باشيد. هر چند ساعت يكبار ،بررسي كنيد كه عقلي و وجداني عمل كنيد و رفتار گذشته خود را ببخشاييد.
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 11 آذر1386 و ساعت 12:20 |