| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
دوباره باید شد
تقدیر تقویم افراد عادی و تغییر تدبیر اشخاص عالی است.
نزاکت نظافت در کلام است.
کار کسی را نکشته کار انسان را کار کشته میکند.
برخی افکار انسان را دچار تهوع مغزی میکند.
اگر کور باشیم هر چاله ای گور است.
اگر مشکلات با ماست ماست بند ان خودمان باشیم.
در کارزار زندگی کارساز باش.
از دانا فرا گرفتم که از نادان فرار کنم.
|+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 و ساعت 8:46 |
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 13 اردیبهشت1388 و ساعت 23:16 |
با تشکر از بابک عزیز |+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 13 اردیبهشت1388 و ساعت 23:5 |
|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 13 اردیبهشت1388 و ساعت 23:1 |
گل آفتابگردان رو به نور میچرخد و آدمی رو به خدا. ما همه آفتابگردانایم. اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی، دیگر آفتابگردان نیست. آفتابگردان، کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد.» اینها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش میکردم که خورشید کوچکی بود در زمین که هر گلبرگش، شعلهای بود و دایرهای داغ در دلش میسوخت. آفتابگردان به من گفت: «وقتی دهقان، بذر آفتابگردان را میکارد، مطمئن است که او خورشید را پیدا خواهد کرد. آفتابگردان هیچوقت، چیزی را با خورشید اشتباه نمیگیرد اما انسان همهچیز را با خدا اشتباه میگیرد. آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را میداند. او جز دوستداشتن آفتاب و فهمیدن خورشید، کاری ندارد. او همهی زندگیاش را وقف نور میکند. در نور به دنیا میآید و در نور میمیرد، نور میخورد و نور میزاید. دلخوشی آفتابگردان، تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا. بدون آفتاب، آفتابگردان میمیرد و بدون خدا، انسان.» او ادامه داد: «روزی که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد، دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی که تو به خدا برسی، دیگر «تویی» نمیماند. من فاصلههایم را با نور پرمیکنم، تو فاصلهها را چگونه پرمیکنی؟» آفتابگردان این را گفت و خاموش شد. گفتوگوی من و آفتابگردان، ناتمام ماند. او در آفتاب غرق شده بود. جلو رفتم، بوییدمش، بوی خورشید میداد و آخرین صحبتهایش هنوز در گوشهایم طنین انداخته بود: «نام آفتابگردان، همه را به یاد آفتاب میاندازد. نام انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟» آنوقت بود که شرمنده از خدا، رو به آفتاب گریستم... |+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 و ساعت 15:44 |
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
88/09/01 - 88/09/3088/08/01 - 88/08/30 88/07/01 - 88/07/30 88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 آرشيو موضوعی
متون انگلیسی (English text )اصول زندگی(The principals of life ) پيوندهای روزانه
خسرومهربیاد ان سالهای خوب آرشيو پیوندها پيوندها
ذهنیاتتقدیر راباتدبیر تغییر دهیم هومن دنيــــاي ان. ال. پی زندگی و موفقیت وبلاگی درباری پوست ومو لحظه ای بیندیش ketab قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |