| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
بازیچه نشوید!
بازيچه شدن شرايطي است كه عليرغم ميل خود رفتاري را انجام مي دهيد شما قصد داري د ا ز رئيس خود تقاضاي اضافه كار كنيد ولي حالت عصبي او ، شما را از اين كار باز م ي دارد . قصد خريد لباسي را نداريد ولي فروشنده با چرب زباني شما را در وضعيت رودر بايست
ي قرار مي دهد . وقتي شخص بازيچه به خود مي آيد ، خود را خسته و فرسوده و عصب ي
مي بيند و هوارش بلند مي شود كه مردم چقدر پررو و پرتوقع هستند
. شخص بازيچه ، چون مي خواهد قهرمان معرفي شود و منجي افسانه اي همه باشد خود ر ا طوري معرفي مي كند كه گويي همه چيز مي داند ، همه جا آشنا دارد ، با هر كس
ارتباط دارد و قابليتهاي فراواني دارد و … بازيچه ها هميشه خسته اند و اين خستگي ر
ا بيشتر احساس مي كنند چون كاري براي خودشان نكرده اند و هر چه كرده اند ، برا ي ديگران بوده است . تمرين5 1 سعي كنيد بازيچه نشويد تا اعتماد به نفس شما مصون بماند . براي اين كار يك راه داريد
و آن اينكه ، نه گفتن را تمرين كنيد و قاطعانه نه بگوييد . |+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 30 مرداد1386 و ساعت 21:26 |
قاطعانه نه بگوييد
در شرايط بازيچه شدن ، بايد قاطعانه پاسخ منفي بدهيد . شرمنده نباشيد، عذر خواهي نكنيد ، قول ندهيد ، فقط نه بگوييد و تشكر كنيد . · در صورتي براي ديگران كاري انجام دهيد كه به خودتان لطمه وارد نشود . · نه گفتن بي احترامي نيست بشرط اينكه محترمانه نه بگوييد
· اگر از نه محترمانه شما رنجيدند ، مشكل شخص مخاطب شماست . · شخصي آزاد و رها باشيد . · مراقب باشيد محيط و اطرافتان ، باعث بازيچه شدن شما نشود . · نه گفتن يك استثناء دارد و آن فقط در مورد والدين است . تمرين 52 يكي از شكننده ترين رفتارها ، التماس است . التماس به هر شكلي كه باشد شما را مي
شكند ، عزت نفس شما را مي كاهد و روحتان را مي آزارد . التماس شكوه زندگي را فرو
مي ريزد و تمنا را بي رنگ مي كند . پس بسيار مراعات كنيد .
. |+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 30 مرداد1386 و ساعت 21:23 |
با آدمهاي غير قابل تحمل چه كنيم؟
! آشكارترين ثمره تكنيكهاي تمركز ذهن آن است كه به انسان احساس شادابي و سعادت مي بخشد اما اين تنها نتيجه نيست. ما هميشه كساني را به طرف خود مي كشيم كه از نظر انديشه و احساس ، بسيار شبيه به ما هستند. اگر احساس آرامش و آشتي داشته باشم انساهاي آرام و شرايط محيطي آرامتر را براي خود به ارمغان مي آوريم. از ديدگاه آدمهاي عصبي ، افراد آرام و متين ، عجيب و غير عادي به نظر مي رسند و طبيعي است كه از آنها فاصله مي گيرند تا در جايي ديگر به دنبال همچو خودي بگردند. اگر شما شخصيت نسبتا آرامي داشته باشيد و ناگزير باشيد كه با افراد عصبي رو در رو شويد معمولا آنها هستند كه مجبور به قبول ويژگيهاي شما و ارائه رفتاري بسيار بهتر مي گردند! سه توصيه براي فراگيري تكنيكهاي آرامش و آسوده سازي ذهن: الف ـ تكنيكهاي تمركز را بايد هر روز بدون وقفه انجام داد و صبح زود بهترين زمان است. ب ـبايد در حالت نشسته تكنيكها را انجام داد تا خوابتان نبرد. ج ـ اگر براي فراگيري اين تكنيكها وقت كافي نداريد حتما آن وقت را پيدا كنيد.! مطمئن باشيد كه اين تكنيكها چند برابر زماني كه صرف آنها مي كنيد كه به شما باز مي گردانند . انجام اين تكنيكها تنظيم كردن خويشتن است، درست به همان گونه اي كه موتور ماشين خود را تنظيم مي كنيد. بيست دقيقه از هر روز خود را براي بهبود كارايي خود به اين تمرينها اختصاص دهيد. در مورد آدمهاي غير قابل تحمل … اين روش را امتحان كنيد. هر وقت كه كارتان به بحث و مشاجره مي كشد و هر گاه با همسر و رئيس ، اقوام و یا همکاران خود ،مشكل پيدا مي كنيد، كنار بكشيد!. با خود خلوت كنيد . آرامش خود را بازيابيد و آنگاه سعي كنيد در تجسم خود ، عشق و محبت خود را نثارشان كنيد. حتي اگر اين روش ، كمي با منطق و استدلال شما جور نیست ! شما فقط به كارش ببنديد!. خيلي ها همين كار را مي كنند و نتايج خارق العاده اي مي گيرند شايد شما هم از ثمرات آن شگفت زده شويد. نتيجه: تمام روزهاي خود را به قصد يافتن توازن و كسب آرامش آغاز كنيدو بعضي روزها اين جستجو تنها تا پايان صبحها ادامه مي يابد و بعضي روزها تا انتهاي شب بايد به دنبالش بگرديد. اما در هر حال اگر آرامش ذهن ، هدف روزانه شما باشد هر روز بهتر از ديروز خواهيد بود.
|+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 29 مرداد1386 و ساعت 15:55 |
به خود استراحت بدهيد!
به خود استراحت بدهيد! تمام اشياء پيرامون ما ارتعاشي مخصوص به خود دارند و ما اين ارتعاش را جذب مي كنيم!. باغها و جنگلها داراي ارتعاشاتي شفابخش هستند. آنها انرژي از دست رفته ما را جايگزين مي كنند. فروشگاههاي بزرگ و پاركينگها ارتعاشاتي متفاوت دارند. آنها انرژي ما را مي مكند!!!. ارتعاشات مساجد انرژي بخش است اما رستورانهاي كثيف و روميزي هاي پلاستيكي آنها انرژي ما را تخليه مي كنند. براي تشخيص اين واقعيت كه: احساسات و تندرستي ما، از انرژي هاي پنهاني و ظريف محيط پيرامون ما تاثير مي پذيرد . لازم نيست كه حتما يك تيز هوش باشيم . ترديدي وجود ندارد كه وقتي پر انرژي هستيم در برابر انواع بيماري ها و در برابر افسردگيها و خمودگيهاي ديگران مقاوم تريم و هنگامي كه از سطح انرژي پاييني برخوردار هستيم همه بيماري ها و افسردگيها را به طرف خود مي كشيم. بسيار دقت كنيد كه جسم خود را به كجا مي بريد؟ گرسنه سر كردن بهتر از غذا خوردن در بعضي از رستورانهاست. خانه ماندن بهتر از خوابيدن در اتاقهاي بعضي از هتل هاست. غيورانه محافظ خود باشيد و به حس شهودي خود اعتماد كنيد. از مكانهايي كه شما را مي خشكانند دوري كنيد. وقتي از ماندن در يك مكان احساس خوشايندي نداريد راهتان را ادامه دهيد! اين تصادفي نيست كه در تمام فرهنگهاي جهان ارزش و احترامي خاص براي خلوت كردن با خويشتن قائل شده اند . معلمان بزرگ تاريخ بشريت: محمد ، عيسي بودا و … همگي از خلوت و تنهايي ، به معراج رسيده اند ، همه ما به مكانهايي مقدس احتياج داريم كه در آنها از صداي زنگ تلفن ، يا از روزنامه و ساعت خبري نباشد ، جايي كه بتوانيم حسابهاي بانكي مان را فراموش كنيم. اين مكان مقدس ، خواه گوشه اي از تخت خواب يا بالكن خانه مان باشد، خواه يك جنگل ، در هر حال مكاني است براي انديشه و نوآوري . براي تصوير كردن كامل يك چيز ، آنرا به اجزايش تقسيم كن و آنرا بررسي كن. اگر باز هم دركش نكردي به ذرات ريزتر و آنقدر ادامه بده تا به مولكول و اتم و الكترون و كوارك و بوزون برسي و از اين طريق است كه نهايتا جهان هستي را درك خواهي كرد. علم ،خدمات خارق العاده اي به انسان كرده است اما اين يك طرف قضيه است. علم مي شكافد، عقل مو شكافي مي كند اما كار قلب پيوند دادن است. پرسشهايي وجود دارند كه عقل و منطق ، پاسخي براي آنها ندارد . وقتي به موشكافي يك دوست مي پردازيد ديگر زيبايي هاي وجود او را نمي بينيد. وقتي به تجزيه و تحليل و تقسيم جهان هستي مي پردازيد خود را از آن مجزا مي كنيد اما مي بينيم و احساس نزديكي بيشتري مي كنيم براي آنكه پيوسته ، متصل به ديگران باشيم بايد از خود ، توجه و حساسيت نشان دهيم. در اين كهكشان همه چيز به هم پيوسته است. هر چه بيشتر در پي شكستن اين كل باشيم از واقعيتهاي اساسي غافل مي مانيم . متضاد كلمه تجزيه ، تركيب است. سلامتي انسان در گرو آن است كه همه چيز اين جهان را در كليت و تركيب آن جستجو كند . براي لحظه اي تمام داوريها را در مورد زندگي و ساكنان جهان زير سوال ببريد. مجسم كنيد كه فردا صبح از خواب برمي خيزيد ، رو به خداي خود مي كنيد و مي گوييد : خدايا به خاطر زندگي ام ، خانواده ام ، خانه ام ،دوستانم ، صبحانه ام و به خاطر اين روز تازه- الان خيلي ها مي گويند : اما تو كه خانواده مرا نديده اي!-شکرگزارباشیدو فردا و روزهاي بعد از آن هم به همين گونه شكرگزار باشيد آيا صفا و آرامش بيشتري نخواهيد يافت؟ شكرگزاري موجب آرامش بيشتر انسان مي گردد. هر بار كه مي گوييم متشكرم در حقيقت خاطر نشان مي سازيم كه آنچه دارم مي پذيرم و انچه را كه بايد ياد بگيرم، مي آموزم. منشا آرامش ذهن ، تمركز كردن بر موهباتي است كه از آنها بهره مند شده ايم و نه آن چه نصيبمان نگشته است. زندگي را بپذيريد تاببينيد كه چگونه هر چيز آن در خدمت شماست. نتيجه: اگر واقعا به دنبال آرامش ذهن هستيد بايد حس سپاسگزاري داشته باشيد. و نكته اصلي اين است : اگر مي خواهيد شكرگزار باشي، هر صبح شكرگزار از خواب برخيزيد، اگر اعتقاد اين باشد كه : وقتي اوضاع زندگي ام بهتر شد آنگاه شكرگزار خواهم شد مطمئن باشيد كه هرگز اينگونه نخواهد شد |+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 29 مرداد1386 و ساعت 15:47 |
همسايه ات را دوست بدار.
به اعتقاد من مفهوم دوست داشتن همسايه را مي توان در سه چيز خلاصه كرد: 1ـ درباره او قضاوت نكنيم. 2ـ به او برچسب نزنيم. 3ـ هيچ توقع از او نداشته باشيم. اين مي تواند شيوه عملي خوبي براي نجات ما از ياس و ناكامي باشد زيرا اين قانون معنوي، همچون ساير قوانين الهي ، راهكارهاي روانشناختي بسيار خوبي را نيز در بردارد. ما با خود مي گوييم: اگر مي فهميدم كه چرا رئيسم تا اين اندازه خودخواه و متكبر است شايد مي توانستم به اين آدم عشق بورزم و اين اشتباه است. براي درك رفتارهاي او بايد اول به او عشق بورزيد. در حقيقت، عشق چيزي جز گذشت نيست و دقيقا به اين علت است كه ما بچه ها را آسانتر و خالصانه تر دوست مي داريم و به عبارت ديگر: به كودكان، آسانتر عشق مي ورزيم زيرا آنها را معصوم و بي گناه مي پنداريم. براي پيشرفت در هر موقعيتي ، بايد عشق و محبت را سرلوحه كار خود قرار دهيم . زيرا اساسا انسان قادر به عشق ورزيدن و رنجاندن همزمان نيست! چگونه به ديگران عشق مي ورزيد؟ سعي كنيد به همان گونه هم او را بپذيريد . پذيرش كامل ، عشق بي قيد و شرط است.خانواده ها به وجود آمده اند تا عشق بي قيد و شرط را به ما بياموزند. درست است كه با گذشت زمان موهاي خود را از دست مي دهي ، چشمهايت كم سو مي شوند و ضعيف و پير و پژمرده مي گردي اما هيچ يك از اينها واقعا كوچكترين اهميتي ندارد زيرا كسي كه به حقيقت بدل شده است ديگر نمي تواند زشت باشد، جز در برابر كساني كه نمي فهمند. براي پيشبرد يك رابطه دو راه وجود دارد: يا بايد عضو يك تيم باشيد يا در مقابل هم بايستيد. بسياري از زوجها ، وقت گرانبهايي را صرف مي كنند تا همسران خود را احمق جلوه دهند. همكاري و هم تيم بودن براي زنگي توصيه شده است.اگر تصميم به زندگي مشترك گرفته ايد حامي هم باشيد و اگر نمي توانيد از همسرتان حمايت كنيد وقت آن رسيده كه از خود بپرسيد : چرا به اين رابطه ادامه دهم؟! روانشناسان معتقدند كه انسان داراي دو وضعيت ذهني اصلي است:عشق و ترس. به عقيده آنها ترس ريشه هيجانات و احساسات منفي است. اين برداشت بسيار ساده مي تواند راه مفيدي براي سنجش احساسات ما باشد. اگر خوب جستجو كنيم همواره در آن سوي خشمها و حسادتها و نگرانيها و افسردگيها، رد پاي ترس را مي يابيم. حال اين سؤال پيش مي آيد كه مفهوم ترس و عشق چه فايده اي براي ما دارد؟ و پاسخ اين است كه اين آگاهي و شناخت به ما امكان مي دهد كه با خويشتن خويش صادق تر باشيم. ممكن است بپرسيد كه: اين عشق و ترس ، دو هيجان و احساس اساسي هستند به اين معني نيست كه بيشتر آدمها در وحشت روزگار مي گذرانند.؟ بدون ترديد ! بسياري از ما در پشت چهره هاي شاد و بذله گويي هايمان ، غرق در وحشتيم. مي ترسيم از اينكه احمق يا چاق به نظر آييم. مي ترسيم كه مبادا شغل، پول يا زيبايي خود را از دست بدهيم. مي ترسيم كه مبادا انگ ضد ارزشي فرهنگي يا اجتماعي به مابزنند. از حمله سارقان مي ترسيم. از پير شدن مي ترسيم. از رئيسمان مي ترسيم . از تنها ماندن مي ترسيم. از زندگي كردن مي ترسيم و در نهايت از مردن مي هراسيم. و به اين خاطر است كه رفتارهايمان اين چنين نامعقول و شتابزده و جنون آميز است. فكر مي كنيد دواي دردمان چيست؟ محبت ديدن و دوست داشته شدن. نتيجه: به همسرتان عشق بورزيد و اگر نمي توانيد حامي او باشيد و از او دفاع كنيد به رابطه خود با او ادامه ندهید .! براي پيشبرد يك رابطه يا بايد عضو يك تيم باشيد و يا در مقابل هم بايستيد . وقتي واقعيتهاي زندگي مثل پير شدن ، تنها ماندن و مردن را درك نكرده باشيم مي ترسيم |+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 28 مرداد1386 و ساعت 13:39 |
آيا بايد دست كم خود را دوست بدارم؟
بله!كساني كه حتي خود را دوست ندارند ! آدم را عصبي مي كنند! خيلي ها از اينكه به خويش عشق بورزند احساس راحتي نمي كنند ، اما همين آدمها از همسران خود انتظار دارند كه به آنها عشق بورزند!كمي عجيب نيست ؟ مي گوييم من نمي توانم خودم را دوست داشته باشم و بعد از همسرمان عصباني ميشويم كه چرا ما را دوست ندارد ؟ من چگونه مي توانم چيزي را كه ندارم به ديگري بدهم ؟ وقتي تمام توجه ما به خطاها و اشتباهاتمان متمركز باشد همان خطاها و اشتباهات را در ديگران جستجو مي كنيم تا از اين طريق حال بهتري پيدا كنيم و وقتي در حال ديگران تجسس مي كنيم سرانجام اين خطاها را مي يابيم ، اما مشكل اينجاست كه بر خلاف انتظار، با كشف خطاهاي ديگران هم ، حالمان بهتر نمي شود.اگر تمركز خود را بر خطاهايمان حفظ كنيم جهان هم بي وقفه تنبيه مان خواهد كرد. ماداميكه خود را دوست نداشته باشيم دنيا هم دوستمان نخواهد داشت و بعد ، مي نشينيم و دنيا را سرزنش مي كنيم ! معني عشق ورزيدن به خويشتن چيست؟ در ساده ترين كلام، عشق ورزيدن به خويشتن يعني بخشدن خويشتن ، يعني اعتراف به اين نكته كه تا به اين لحظه به بهترين نحوي كه بلد بوده ام زندگي كرده ام . ديگر كافي است تا كي مي خواهيد خود را گناهكار ببينيد؟ انسان كامل را فقط در قصه ها مي توان پيدا كرد . فراموشش كنيد، واقع بين باشيد و به جاي كمال ، پيشرفت راهدف خود قرار دهيد. نقص ها و كاستي هاي خود را ببخشيد و مطمئن باشيد كه ديگران هم به گونه اي كاملا خودكار اين كاستيها را نديده خواهند گرفت. ديگران همچون آينه اي هستند كه ما را به خودمان نشان مي دهند . اگر خوب در آينه ها بنگريم همواره پيامهايي دريافت مي كنيم كه براي رشد به آنها نيازمنديم. به خاطر داشته باشيد كه مشكلات انسان همواره از خود او ريشه مي گيرد. ما به خاطر فرزندانمان بايد خود را بپذيريم ، ما الگوي بچه هايمان هستيم. اگر زندگي را سخت بگيريد آنها هم زندگي را به خود سخت مي گيرند و آنوقت است كه زندگي را به شما هم سخت مي كنند ! نتيجه: وقتي خود را عفو مي كنيم دست از سرزنش ديگران هم بر مي داريم |+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 22 مرداد1386 و ساعت 21:46 |
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
88/08/01 - 88/08/3088/07/01 - 88/07/30 88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 آرشيو موضوعی
متون انگلیسی (English text )اصول زندگی(The principals of life ) پيوندهای روزانه
خسرومهربیاد ان سالهای خوب آرشيو پیوندها پيوندها
ذهنیاتتقدیر راباتدبیر تغییر دهیم هومن دنيــــاي ان. ال. پی زندگی و موفقیت وبلاگی درباری پوست ومو لحظه ای بیندیش ketab قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |