| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
ويژگيهاي يك دوست خوب
- يـك دوسـت خـوب حرفهايي كه بصورت محرمانه به وي 2- وقت شناس بوده و در قرار ملاقاتها و يا ميهمانيها قابل 3- يك دوست خوب به موقعيت، موفقيت ها و يا دوستان دختـر و يـا پسـر جـديـد شـــما حسادت نمي ورزد. 4- يك دوست خوب هنگامي كه دچار بيماري و كسالت ميـگرديد با شما تماس گرفته و حالتان را جويا مي شود و به عيادت شما مي آيد. 5- وي ميداند كه چه زماني صحبت و چه زماني سكوت نموده و تنها گوش دهد. 6- هنگامي كه حالتان مساعد نبوده و يا دل و دماغ كاري را نداريد و پكر ميباشيد وي از رفتار شما دلخور نميشود. 7- اگر شما به فضاي بيشتري نياز داشته باشيد و يا مي خـواهـيد تنها باشيد، آنها اين رفتار شما را طردشدگي تلقي نكرده و از شما دلگير نميشوند. 8- يـك دوست خــــوب حيوان خانگي شما، مادر زن بدخلق شما و كـودكـان پـر جـنـب و جوش شما را به خاطر شما تحمل خواهد كرد. 9- وقتي نظر او را در مــورد مسئله اي جويا شويد با جان و دل و صادقانه نظرات و عقايد خودش را در اختيارتان قرار مي دهـد و حتـي اگـر بـه نـصايـحش نـيز عـمل نكنيد ناراحت نميشود. 10- وي با شما ميخندد،گريه ميكند و كارهاي ماجراجويانه انجام ميدهد اما به ديگران چيزي در مورد آنها نميگويد. 11- پيش از سر زدن به منزلتان، شما را مجبور نميكند كه خانه را تميز و مرتب كنيد. 13- شما را به كارهاي ماجراجويانه، رشد دهنده و پيشرفت در كار تشويق خواهد كرد. 16- دوست خوب از شما انتظار ندارد كه اتوماتيك وار با عقايد وي در خصوص مسايلي همچون سياست،مسايل جنسي و مذهب موافق باشيد و به عقايد شما حتي اگر برخلاف عقايدش باشد احترام ميگزارد. 17- هيچگاه شما را نزد ديگران خرد و تحقير نـكرده بلكه همواره به شما احترام ميگذارد و در حضور ديگران از شما تعريف مي كند. |+| نوشته شده توسط کتایون در جمعه 31 فروردین1386 و ساعت 18:8 |
تاثير جديت بيش از حد بروي موفقيت
آیا خوش میگذرانید؟ آیا کارتان را دوست دارید؟ می توانید حـرف هایی که در مـورد کـار سـر زبـان مــردم است، مانع و بزرگترین این عقاید: "اگر آدم جدی باشم، مردم تصور خواهند کرد که شخص مهمی هستم." اما جدی بودن باعث مشکلات بسیاری است: استرس، اضطراب، نگرانی، دردهای احساسی، سختي كشيدن و شکست. حل مشکلات با جدی تر شدن مثل تعمیر یک کامپیوتر با چکش است. هرچه بیشتر تلاش کنید، مشکلتان بدتر خواهد شد. "وقتی زندگی جدی می شود، فرد مبدل به علتي كوچك تر و معلولي بزرگتر خواهد شد. اگر زندگی واقعاً جدی شود، ارزش او تقریباً به صفر می رسد. راندن اتومبیل آنقدر جدی خواهد شد تا جاییکه ممکن است فرد باعث داغان شدن آن شود. کار کردن آنقدر جدی خواهد شد، که احتمالاً شکست خواهد خورد. بین جنون و جدیت رابطه ای مستقیم برقرار است. فقط زمانی فرد در زندگی پیشرفت می کند که جدیت را سرلوحه ی کار خود قرار نمیدهد و به جای آن سختکوشی را پیشه ی راه خود می کند. ضرب المثل قدیمی واقعاً سنجیده بوده که می گفت، خنده بر هر درد بی درمان دواست." ۱۲راه برای اینکه دیگر جدی نباشیم اگر با دیدگاهی غیر جدی به زندگی نگاه کنیم، خواهیم توانست مشکلات را با انرژی و توان بیشتری پشت سر بگذاریم و برخورد راحت تری با آنها داشته باشیم. اگر جدی نباشیم، مشکلات برایمان آسان تر خواهند شد، افراد حس همکاری بیشتری خواهند داشت احساس آسودگی و آرامش خواهند کرد. عمرتان نیز طولانی تر و موفق تر خواهد بود. اگر فردی بسیار جدی هستید، می توانید برای ترک این خصوصیت از تکنیک های زیر استفاده کنید. 1. عمداً از کاه، کوه بسازید. هر مشکل کوچکی را به مسئله بزرگی تبدیل کنید. "اگر اين اوراق اينگونه روي هم قرار ميگرفتند بهتر بود! نه اونجوري! اينجوري! 2. از خودتان بپرسید، "آیا جدی شدن در مورد این مشکل واقعاً به حل آن کمک میکند؟" 3. روی نکات مثبت هر چیز تمرکز کنید. آنقدر این سوالات را با خود تکرار کنید تا احساس آسودگی بیشتری کنید، "چه چیز درمورد این موضوع صحیح است؟" "چه چیز دیگری صحیح است؟" "دیگر چه چیز؟" 4. به یک تغییر کلی و اساسی فکر کنید. چرا دوباره تحصیل را از سر نگیرید؟ چرا برای زندگی به هندوستان نروید؟ چرا کار جدیدی را شروع نکنید، یا چند سال از کار کناره نگیرید؟ 5. از خودتان سوال کنید، "وقتی من در بستر مرگ هستم، آیا خوشحال خواهم بود که اینقدر درموردش جدی فکر می کردم؟" 6. یک بازی دشوار و پیچیده بهتر از اصلاً بازی نکردن است. پس فکر کنید که از همه جوانب شکست خورده اید. مثلاً: شما در مورد یک مشکل خانوادگی بسیار جدی هستید، از خودتان بپرسید، "اگر من اصلاً هیچ خانواده ای نداشتم چه؟" درمورد سرمایه گذاری خود جدی فکر می کنید. از خودتان بپرسید، "اگر هیچ پولی برای سرمایه گذاری نداشتم چه؟" 7. اندازه ی مشکلتان باید با اندازه ی بازیتان جور باشد. پس بازی بزرگتری انتخاب کنید. برای مثال، اگر از اینکه سنجاق های ورق در کشوی اشتباهی قرار گرفته اند عصبانی می شوید، بازیتان خیلی کوچک است. مسولیت هایتان را دوبرابر کنید. اهداف بزرگتری برای خود پیش گیرید. بزرگتر و بزرگتر فکر کنید. 8. دست از حل مشکلی که شما را جدی و مشغول کرده است بردارید. بعضی از مشکل ها اگر آنها را به حال خود رها کنید، به خودی خود رفع خواهند شد. مشکل شما نیز ممکن است یکی از این مشکلات باشد. 9. کار خود را با سایر کارها مقایسه کنید. تصور کنید که یک مامور مخفی یا چاه باز کن بودید. 10. سعی کنید کاری بکنید که همه ی اطرافیانتان شاد و سرحال شوند. شما هم خیلی زود بانشاط تر خواهید شد. 11. به راه حل های عجیب فکر کنید. احمقانه ترین راه برای حل مشکلتان چیست؟ کدام راه حل اگر اثر کند باعث خنده ی شما خواهد شد؟ 12. یک لحظه كند ذهن شوید و ابلهانه رفتار کنید. موهایتان را پایین بیندازید. فقط یک لحظه سعی کنید انقدر جدی و مهم جلوه نکنید. |+| نوشته شده توسط کتایون در جمعه 31 فروردین1386 و ساعت 18:5 |
HAPPY BIRTHDAY TO
THE BEST OF BEST |+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 30 فروردین1386 و ساعت 12:57 |
ز اشتباهات خود درس بگيريد
عـدم مـوفـقـیت و شـکسـت ها نشانگر این هستند که راه همه ما انسانها درطول زندگیمان مرتکب اشتباه میشویم.
اما گروهی از سرمایه داران و تاجران بانفوذ و مهم عقیده دارند که اصل مهم در دنیای تجارت ریسک کردن است. آنها می گویند هیچ کس حتی یک ريال به دست نمی آورد که قبلش پولی از دست نداده باشد. و آنهایی که موفق می شوند کسانی هستند که از تجربیات و اشتباهات گذشته شان درس گرفته اند. آیا اشتباهاتتان خیلی بزرگ است؟ دونالد ترامپ، صاحب برج ترامپ نیویورک، هتل پلاتزا، و هتل بین المللی ترامپ، توانست پس از ارتکاب به یک اشتباه و از دست دادن پولش، با تکیه بر توانایی های خود از نو همه چیز را شروع کرده و در جای دیگری سرمایه گذاری کرد. او ثابت کرد که اشتباهات با صرف وقت و پشتکار قابل جبران هستند. جبران اشتباهات در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که شما را در این مسیر یاری می کنند.
2- از تجربیاتتان درس بگیرید از اشتباهاتتان استقبال کنید و آن را فرصتی برای اصلاح خود و آینده ی کاریتان بدانید. از این فرصت استفاده کنید تا بتوانید همه چیز را دوباره به حالت مثبت درآورید. 3- از شکست های بزرگتر جلوگیری کنید 4- به خودتان نگیرید 5- شخصیتتان را اصلاح کنید دلسرد نشوید... |+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 22 فروردین1386 و ساعت 0:7 |
در موقعيت هاي دشوار ماهرانه رفتار كنيد
با این احساس مقابله کنید برای مثال وقتی در یک مراسم ترحیم به دوستتان تسلیت می گویید و او می گوید: "نگران نباش، من خیلی هم به او نزدیک نبودم." شما چطور جواب می دهید؟ در مهمانی های فامیلی هم ممکن است از این اتفاقات بیفتد و یکی از بستگان سؤالات زیادی در مورد هدیه ای که آورده اید بپرسد. با این رفتار چطور برخورد می کنید؟ خوشبختانه، من راه حلی برای این موقعیت ها دارم. این نکات را بخوانید تا یاد بگیرید که در این موقعیت های ناراحت کننده چطور رفتار کنید. کسی از شما تعریف و تمجید می کند چه بگویید: می توانید این تشکر را کمی بیشتر آب و تاب داده و کمی شکسته نفسی بکنید. آهسته پشت دوستتان را نوازش کرده یا از سایر حرکات دوستانه استفاده کنید تا بفهمد که تعریفش را جدی گرفته اید. در آخر برای اینکه این تمجید را به موضوع بحث بکشانید می توانید کمی در مورد این تغییرتان یا اینکه چطور وزن کم کرده اید با او صحبت کنید. این باعث می شود که دوستتان تصور کند موضوع کاملاً مهمی را متوجه شده است. به دوستی تسلیت می گویید چه بگویید: در این موقع از سوال کردن ابا نداشته باشید. در مورد ترتیب دادن مجلس ختم و این مسائل از او سوال کنید تا کمی از ناراحتی او کم شود. سعی کنید هر چه می توانید انجام دهید تا کمی از ناراحتی های او کم کنید. از گفتن جمله های کلیشه ای مثل "زندگی خوبی داشت" خودداری کنید. این جمله ها در آن شرایط کمی بی معنا هستند. یکی از آشنایانتان از کار اخراج می شود چه بگویید: تصادفاً کسی را می رنجانید چه بگویید: یک "حالت چطوره؟" ی ساده برایتان داستان می سازد چه بگویید: کسی ناخواسته به شما توهین می کند چه بگویید:
|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 22 فروردین1386 و ساعت 0:0 |
Anyone can stand by you when you are right, but a Friend will stand by you even when you are wrong... A simple friend identifies himself when he calls. A real friend doesn't have to. A simple friend opens a conversation with a full news bulletin on his life. A real friend says, "What's new with you?" A simple friend thinks the problems you whine about are recent. A real friend says, "You've been whining about the same thing for 14 years. Get off your duff and do something about it." A simple friend has never seen you cry. A real friend has shoulders soggy from your tears. A simple friend doesn't know your parents' first names. A real friend has their phone numbers in his address book. A simple friend hates it when you call after he has gone to bed. A real friend asks you why you took so long to call. A simple friend seeks to talk with you about your problems. A real friend seeks to help you with your problems. A simple friend, when visiting, acts like a guest. A real friend opens your refrigerator and helps himself. A simple friend thinks the friendship is over when you have an argument. A real friend knows that it's not a friendship until after you've had a fight. A simple friend expects you to always be there for them. A real friend expects to always be there for you |+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 21 فروردین1386 و ساعت 23:55 |
چگونه به دوستانمان بگوييم "نه"؟
استقراض پول يكي از موارد متداول عدم توانايي شما در گفتن "نه" زماني است كه دوستتان از شما طلب پول به عنوان قرض مينمايد. البته قرض دادن پول براي رفع نياز افراد كار پسنده اي است بشرط آنكه پرداخت آن پول اولا باعث نيازمند شدن شما نشده و ثانيا پول پرداخت شده صرف مصارف بد نگردد براي رهاي از دست او بگوييد: قولـش را به فـرد ديـگري داده ام. خيلي دوست داشـتم كه بـه تـو قرض دهـم اما شخص ديگري قبلا اين پول را درخواست كرده و من به او جواب مثبت دادم. خودم نياز دارم . به او بگوييد كه برايتان گرفتاري پيش آمده و خود شما به اين پول نياز داريد و تازه اين پول جواب مشكل را نمي دهد. از او بـخـواهـيـد اگر كسي را سراق دارد به شما معرفي كند تا كمي پول قرض نماييد. پول را خرج كرده ام. اگر تا ديروز آمده بودي بهت قرض مي دادم ولي متاسفانه خريد كرده ام و پول خرج شده. مراحل بعدي كار ازاو بخواهيد كمي صبركند. اگر تشخيص داديد كه او پول رابراي عملي نادرست طلب مي كند به بگوييد مدتي صبر كند تا پول جور شود و در اين مدت سعي در راهنمايي و پشيمان كردن او نماييد. نتيجه: در يك دنـياي ايده آل بهتـرين روش بـراي نپـذيرفتن تقاضاي كسي، گفتن "نه" بدون عذرخواهي و آوردن دليـل به او مي باشـد با ايـنـحال گـاهـي اوقـات "نه" گفتن به دوستان نزديك مشكل بنظر مي رسد. بنابراين اگر شما نمي تـوانيد بـگويـيـد "نه" و در عين حال مايل به "بله" گفتن هم نيستـيـد بهترين راه بعدي عـذرخـواهـي هاي فراوان و بهانه آوردنهاي منطقي و قابل باور خواهد بود.
|+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 15:3 |
چگونه به دوستانمان نه بگوییم
معرفي براي استخدام شمادريك شركت يا اداره معتبر و شناخته شده كار ميكنيد و به برخي دلايل نميخواهيد دوستتان در همان مكان مشغول كار شود ولي او درخــواست ميكند كه معرف او شويد تا او نيز همكار شما گردد. براي رهاي از دست او بگوييد: تجربه تلخي از اين كار دارم. بگوييد يك بار قبلا اينكار را براي كسي انجام داده ام و كلي برايش دردسر ساز شد، و مشكلات و گرفتاريهايش زيادتر گرديد. شركت استثنا قائل نمي شود. شـما دوسـت داريـد اين كـار را براي او انجام دهيد ولي شركت در حال حاظر نيازي به استخدام نفرات جديد ندارد و در اين مورد نيز فرقي بين افراد قائل نيست. با كارگزيني ميانه خوبي ندارم. كساني كه قرار است در نهايت تصميم به استخدام فردي بگيرند روابطشان با شما خوب نيست بنابراين نمي توانيد كمكي بكنيد. از كار در اينجا خوشت نخواهد آمد. به دوسـتتان بـگويـيـد كه كار در اين شركت آن چيزي نيست كه او تصور مي كند بر عكس بسيار خسته كننده و طاقت فرسا است تا آنجايي كه خود شما هم دنبال كار ديگري ميگرديد. خارج از تواناييهاي تو است. مهارتها و توانايي هاي او در حدي نيست كه بتواند در آن شركت كار كند. مراحل بعدی کار شغل ديگري براي او پيدا كنيد. سعي كنيد از طريق آگهي هاي استخدام در روزنامه و جاهاي ديگر شغلي مناسب برايش پيدا كنيد ويا اينكه از دوستان و آشنايان بخواهيد كه در صورت پيدا شدن كار مناسب دوست شما را مطلع كنند |+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 14:56 |
چگونه به دوستانمان بگوييم "نه"؟
سرپوش گذاري بر جرم و شهادت دروغ معمولا افراد توقع دارند كه دوستشان بر عمل خلاف و غير قانوني آنها سرپوش گذاشته و براي نجات او شهادت دروغ دهند. اين عمل خلاف از خيانت به همسر گرفته تا دزدي و قتل ممكن است متفاوت باشد. در ايـن حالت شـما تـمايل نـداريد خـودتان را درگـيـر يـك مسئله غيرقاني نماييد. براي رهاي از دست او بگوييد: دروغ گوي خوبي نيستم. من بـراي نـجات جان خودم هم نـمي تـوانم دروغ بگويم و اصلا" دروغ گفتن بلد نيستم و مطمئن هستم كه كار را خرابتر مي كنم و داستان تو بر ملا خواهد شد. در تحقيقات لو ميروم. به دوست خود بفهمانيد كه شخص مناسبي نيستيد كه بتواند هنگام بازجويي بخصوص تحقيقات پليسي دوام بياورد و صحبت نكند. نمي خواهم براي خانواده ام ايجاد مشـكل كنـم. دردسـر و عـواقب بـد نـاشـي از درگير شدن يك فرد در مسائل غير قانوني براي خانواده آن فرد بيشتر از خود اوست. به دوستتان بگوييد كه نمي خواهيد ريسك از دست دادن خانواده خود را قبول كنيد. هنگام جرم من در مكاني شلوغ بودم. ممكن است دوستتان از شما بخواهد كه براي او شهادت دروغ بدهيد. به او بگوييد هنگاميكه او مرتكب جرم شده، شما در يك محل شلوغ و پر رفت و آمد بوديد كه بسياري از اين موضوع مطلع هستند و پليس در تحقيقات خيلي راحت متوجه اين مطلب خواهد شد. مراحل بعدي كار به او اطمينان دهيد كه چيزي نخواهيد گفت. اگرچـه دادن شـهادت دروغ را قبـول نكرده ايد، به دوست خود اطمينان دهيد كه چنانچه كسي براي پرس وجو پيش شما آمد، خودتان را به بي اطلاعي زده و هيچ پاسخي به او نخواهيد داد. |+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 14:47 |
چگونه به دوستانمان بگوييم "نه"؟
ضمانت هاي پولي، بانكي و كاري پول و ضمانت كاري 2 مسئله حساس ميباشند.دوستي كه ميدانيد داراي سوابق سوء و بدحسابي هاي بانكي است به سراق شما آمده و درخواست ميكند كه براي افتتاح حساب يا كار، ضامن او شويد. وقتي موضوع پول بميان آمد به هيچكس اعتماد نكنيد. براي رهاي از دست او بگوييد: حساب بانكي خودم هم اعتبار ندارد. وقتي پرونده شما در بانك وضعـيت منـاسبي نداشته باشد چگونه مي توانيد ضامن كس ديگري شويد؟ قولش را به كس ديگري داده ام. با چـهره اي نا اميـدانـه به او بگوييد كه قبلا شخص ديگري اين درخواست را نموده و نمي توانيد براي چند نفر اينكار را انجام دهيد. دوست ندارم مسائل كاري و دوستي باهم قاتي شوند. اين گفته ميـتـواند روابـط دوستي شما را تضعيف كند چراكه شما اهميت بيشتري براي مسائل كاري قائـل شـده ايد تا روابط دوستي.براي توجيه بهتراست به اوبگوييد كه تجربه تلخي درگذشته داشتيد كه باعث جدايي شمابادوست سابقتان شده و ديگر دوست نداريد آن اتفاق تكرار شود. مراحل بعدي كار به او پول قرض دهيد. اگر قبول نكرديد كه ضـامن او بـراي دريافـت وام از بانـك شـويـد، درصورت امكان به او پيشنهاد قرض مقداري پول دهيد. اگرچه ممكن است كه هيچ وقت دوباره روي پـول خـود رانبينيد ولي اين بهتر از آنـست كه بدليل ضامن شدن دردسرهاي بسيار بزرگتري گريبانگير شما شود. |+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 14:41 |
چگونه به دوستانمان بگوييم "نه"؟
برقراري رابطه دوستي گاهي شخصي از شما درخواست رابـطه دوستـي مـي كند و مـي خــواهد كه بهترين دوست او باشيد ولي شما بدلايل مختلف مايل به اين كار نيستيد. براي رهاي از دست او بگوييد: وقت ندارم. به او بفهمانيد كه دوست صميمي بودن نيازمند داشتن وقت زياد و از خود گذشتگي است و شما بدليل ذيق وقت نمي توانيد از عهده اش برآييد. مسئوليتش را نمي توانم بپذيرم. وارد شدن شخصي بعنوان يك "دوست صميمي" به زندگي باري به مسئوليتهاي فراوان شما اضافه مي كند و شما آنقدر گرفتار هستيد كه نمي توانيد آنرا قبول كنيد. تو لايق بهترين ها هستي. به او بگوييد كه هر شــخصي لايق داشتن بهترين چيزها در زندگيش است و شما خود در حد و اندازه اي نمي بـيـنـيد كـه بتوانـيد براي او بهترين باشد. من شخصي منزوي هستم. انزوا و ترس شـديـد از حـضور در اجتماع باعث شده كه شما نتوانيد با ديگران ارتباط برقرار كنيد تا آنجا كه حتـي حـاظر بـه شركت در مراسمات مختلف نيستيد و از آن و حشت داريد. شما بايد از اين مـورد بـه عنـوان آخـرين راه حـل استفاده كنيد و قبل از آن مطمئن شويد كه او اطلاعي از قـابليت هاي اجتماعي شما ندارد.
مراحل بعدي كار سخاوتمند باشيد. نپذيرفتن دوستي دليل بر تغييرات كلي رفتار شما با او نمي باشد. با او به مهرباني و گشاده رويي رفتار كنيد. شـخص ديـگري را به او مـعرفي كنيد. او مـمكن اسـت به اين عـلت شـما را بـراي دوستي انتخاب نموده باشد كه تصور مي كرده شما بهترين و آخرين گزينه مي باشيد. افراد ديگري را براي دوستي به او پيشنهاد دهيد. دم دستش باشيد. هر گاه متوجه شديد كه به كمك و ياري شما نياز دارد دريغ نكرده و داوطلبانه به سراغش رفته و مشكلاتش را حل نماييد. |+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 14:35 |
وصیت نامه داریوش بزرگ هخامنشی
|+| نوشته شده توسط کتایون در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 14:18 |
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
88/08/01 - 88/08/3088/07/01 - 88/07/30 88/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/11/01 - 87/11/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 آرشيو موضوعی
متون انگلیسی (English text )اصول زندگی(The principals of life ) پيوندهای روزانه
خسرومهربیاد ان سالهای خوب آرشيو پیوندها پيوندها
ذهنیاتتقدیر راباتدبیر تغییر دهیم هومن دنيــــاي ان. ال. پی زندگی و موفقیت وبلاگی درباری پوست ومو لحظه ای بیندیش ketab قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
||||||
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |