تبليغاتX
html> رها
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
عشق بگستران

 

 

به هر جا پامي گذاري عشق بگستران اول از همه در خانه خويش .عشق را به فرزندانت به زن يا شوهرت

 به همسايه ات نثار کن ... اجازه نده کسي پيش تو بيايد و بهتر و شادتر ترکت نکند. مظهر مهر خداوندي

باش .مهر در چهره خود در چشمان خود مهر در تبسم خود و مهر در برخورد گرم خود.
    
    
    "مادر ترزا"

|+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 29 آبان1385 و ساعت 21:37 | 

|+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 29 آبان1385 و ساعت 21:34 | 
به زندگي و آينده اعتماد داشته باشيد!

 

 

دنياي ما زيبايي‌هاي فراوان دارد. درختان‌، پرنده‌ها، چهره‌ها هيچ چيز به يك شكل وجود ندارد و همه چيز

 در حال تغيير است‌. به نظر مي‌رسد بعضي اوقات ثابت ماندن در همان جا كه قرار داريم‌، بي خطرتر و

سالم‌تر از موقعيت‌هاي ناشناخته و جديد و يا پذيرفتن تغييرات باشد. اما در حقيقت آرامش واقعي از تلاش

 براي جلوگيري كردن از جريان طبيعي زندگي به دست نمي‌آيد بلكه از تسليم شدن در برابر اين كه در

مسير جريان قرار بگيريم و ترسي از آينده و يا دلتنگي از گذشته نداشته باشيم‌، به وجود مي‌آيد. «هلن

كلر» مي‌گويد: «هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته مي‌شود، دري ديگر باز مي‌شود ولي ما

 اغلب آن چنان به در بسته چشم مي‌دوزيم كه درهاي باز را نمي‌بينيم‌». بايد به اين نكته توجه داشته

 باشيم كه خالق ما، كسي كه ما را با عشق آفريده و عاشق ماست‌، به جز خوبي و نيكي چيز ديگري

براي ما نمي‌خواهد و اگر او را بپرستيم و از او كمك بخواهيم

    ‌، تمام حوادث و مسايل باعث زيباتر شدن و پاك‌تر شدن روح ما مي‌شوند. خداوند معجزات خود را به

دست افرادي دور از انتظار، در مكان هايي باور نكردني و در زمان هايي غيرقابل تصور به انجام مي‌رساند.

 از آنجا كه قوانين طبيعت بر همة موجودات حكومت دارند ما بايد واقف باشيم كه زندگي ما هم يك الگوي

 طبيعي دارد. اگر شما مشكلي در رسيدن به نتايج مطلوب در اهداف و آرزوهايتان داريد، شايد به اين

 سبب است كه شما سعي مي‌كنيد، آنها را با زور به دست آوريد. در عوض‌، اين شجاعت را داشته باشيد

 كه آن را رها كرده و به جريان طبيعي زندگي‌تان اعتماد كنيد. به اين خاطر كه هر آن چه حق الهي شما

 باشد، آن را به دست مي‌آوريد. هيچ چيزي قبل از زمان تعيين شده اتفاق نمي‌افتد، تصور كنيد كه از

پنجرة حال به بيرون نگاه مي‌كنيد و در مقابل شما يك منظرة آرام و زيبا قرار دارد. اين صحنه همان فرداهاي

 ماست‌. با چشم ذهن‌تان پنجره را باز كنيد و اجازه دهيد، نسيم ملايم تغييرات بوزد. سعي كنيد نسيم

ملايم را روي گونه هايتان احساس كنيد و آن را با اعتماد در آغوش بگيريد. گذشته‌ها را رها كنيد و ترسي

 هم از آينده نداشته باشيد. اگر انتظار آينده‌اي زيبا و پربار داشته باشيد، به طور مسلم آن را به دست

مي‌آوريد. موفقيت فعلي شما نتيجة افكار گذشتة شماست‌.

|+| نوشته شده توسط کتایون در دوشنبه 29 آبان1385 و ساعت 21:28 | 
مراقبه بر مثبت
 

  

 

 

 توجه به منفي هاي خويش و ديگران آسان است. با توجه بر آن چه مثبت و مفيد است به توازن باز گرد.

 در مديتيشن خويش به مثبت ها بيانديش.


    واژه گان و عبارت هاي مثبت را با صداي بلند يا بي صدا تكرار كن.


    با مثبت انديشي، روال انديشيدن تو تغيير مي يابد.
    

|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 28 آبان1385 و ساعت 18:20 | 
مواجهه با بخش دست نخورده وجودت

 

هنگام مراقبه به چيزي فكر نكن بگذار هر تصوير ذهني كه مي خواهد به سراغت بيايد. اين تصاوير وقتي

 ناآگاهانه به سويت بيايند تو با وجوهي از خويش آشنا مي شوي كه تا به حال سعي مي كردي با آنها

مواجه نشوي. اين تصاوير ذهني از ناخودآگاه تو مي آيند. ناخودآگاه جايي از ذهن است كه حد و مرز ندارد

 با مراقبه قسمتي از وجود تو كه هم چنان دست نخورده و ناشناخته و پس زده مانده به بخش آگاه ذهنت

 قدم مي گذارد. با اين تصاوير مواجه شو و با ديدن آنها خود حقيقي ات را بشناس.

|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 10 آبان1385 و ساعت 23:16 | 
چرا از زندگي نا اميد مي شويم؟

 

ذهن ناآگاه بخش بسيار عظيمي از ذهن است كه مورد استفاده قرا ر نمي گيرد. اين بخش امكانات بالقوه بسيار زيادي در خود نهفته دارد . اگر شما سعي كنيد به ذهن ناآگاه خويش راه پيدا كنيد، زندگي كمتر شما را نوميد خواهد ساخت.
    انسان هر چه بيشتر به ذهن آگاهش متكي باشد، زندگي را كمتر حس مي كند و وجد و سرور كمتري دارد. مديتيشن باعث مي شود شما بر ذهن ناآگاه خويش قدم گذاريد. بخش نفي شدة‌ ذهن شما پويا و سرشار از بازي و سرخوشي است. از نظر ذهن آگاه ما كار مي كنيم چون هدفي از انجام آن كار داريم. براي ذهن ناآگاه هر كنشي كه انجام مي دهيم لحظه لحظه اش لذت بخش است و به همين دليل نشاط آور خواهد بود.

|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 10 آبان1385 و ساعت 23:3 | 
اول عمل کن بعد نصيحت

 

با تمام نيرو و مغزت عمل كن. تمام مهارتت را بكار ببر ظرفيت شجاعت و اعتماد داشته باش آن وقت خداوند هم فيض خود را به تو ارزاني خواهد داشت.
    اول عمل كن بعد نصيحت. اول تمرين كن بعد آموزش بده. فعاليت اصل مهم جهاني است فعاليت بايد به خداوند اهداء شود. 
    

|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 10 آبان1385 و ساعت 22:57 | 
ثروت از آن عالم است نه ما

 

شوق به زندگي. يعني شناختن قدر حيات با همة‌ سرزندگي و بركاتش. يعني دانستن اين كه يك زندگي وجود دارد كه با اشكال مختلف به نمايش در مي آيد. لمس اين زندگي تنها در صورتي ميسر است كه قدرت را در لحظة‌ حال ببنيمي. يعني دانستن اين كه من آن هستم، كه تو آن هستي، كه همه چيز آن است. و آن تنها چيزي است كه وجود دارد.
    تاگور زماني گفت: « جويبار حياتي كه در عالم جريان دارد شب و روز در رگهاي من جاري است. اين همان زندگي است كه با شادي از ميان ذرات خاك زمين به شكل ساقه هاي فراوان علف جوانه مي زند و يا به صورت انبوهي از گل ها سر بيرون مي آورد.» و او اين را بدين شكل مي خواند: « نبض حيات اعصار كه اين لحظه در خون من حركت مي كند.» در تماس بودن با اين نبض حيات اعصار كه اين لحظه در خون ما جاري است همان داشتن شوق زندگي است. يعني سبكبار و آزاد با ناشناخته روبه رو شدن.
    ناشناخته حوزة‌ همة‌ امكانات در هر لحظه از زمان حال است. و اين آزادي است، در وراي شرطي سازي معلوم گذشته، فراسوي زندان فضا، زمان و عليت.
    چنان كه دون خوآن يك بار به كارلوس كاستاندا گفت: « وقتي در برابر سرنوشتي كه برايمان مقرر شده تسليم باشيم، مهم نيست كه آن سرنوشت چه باشد اين سبكباري است. اين شادي است. اين آزادي است. اين شوق زندگي است.
    اصولي كه ارايه شد گامهايي هستند براي دست يافتن به ثروت بيكران و رسيدن به موفقيت. بار ديگر تكرار مي كنم، نيازي نيست كه شما آگاهانه وجهي از اين ويژگي ها را در خود به وجود آوريد، فقط كافي است آنها را بدانيد.
    هر روز اين نكات را بخوانيد يا از طريق نوار به آن گوش كنيد. خواهيد ديد كه زندگي شما تغيير مي كند و از تنعم، نامحدودي، فراواني، بيكراني و ناميرايي سرشار مي گردد.
    هر اندازه ثروتي كه آرزويش را داريد بيافرينيد. همة اميال مادي و غير مادي خود را برآورده سازيد. ثروت بيافرينيد و آن را خرج كنيد. به ميزان زياد خرج كنيد و با ديگران سهيم شويد. از ثروت خود به ديگران بدهيد. آن را به فرزندانتان بدهيد، به خانواده تان، به اقوامتان، به دوستانتان، به جامعه، و به همة دنيا بدهيد. زيرا ثروت از عالم است و به ما تعلق ندارد، بلكه ما به آن تعلق داريم.
    شوق به زندگي. يعني شناختن قدر حيات با همة‌ سرزندگي و بركاتش. يعني دانستن اين كه يك زندگي وجود دارد كه با اشكال مختلف به نمايش در مي آيد. لمس اين زندگي تنها در صورتي ميسر است كه قدرت را در لحظة‌ حال ببنيمي. يعني دانستن اين كه من آن هستم، كه تو آن هستي، كه همه چيز آن است. و آن تنها چيزي است كه وجود دارد.
    تاگور زماني گفت: « جويبار حياتي كه در عالم جريان دارد شب و روز در رگهاي من جاري است. اين همان زندگي است كه با شادي از ميان ذرات خاك زمين به شكل ساقه هاي فراوان علف جوانه مي زند و يا به صورت انبوهي از گل ها سر بيرون مي آورد.» و او اين را بدين شكل مي خواند: « نبض حيات اعصار كه اين لحظه در خون من حركت مي كند.» در تماس بودن با اين نبض حيات اعصار كه اين لحظه در خون ما جاري است همان داشتن شوق زندگي است. يعني سبكبار و آزاد با ناشناخته روبه رو شدن.
    ناشناخته حوزة‌ همة‌ امكانات در هر لحظه از زمان حال است. و اين آزادي است، در وراي شرطي سازي معلوم گذشته، فراسوي زندان فضا، زمان و عليت.
    چنان كه دون خوآن يك بار به كارلوس كاستاندا گفت: « وقتي در برابر سرنوشتي كه برايمان مقرر شده تسليم باشيم، مهم نيست كه آن سرنوشت چه باشد اين سبكباري است. اين شادي است. اين آزادي است. اين شوق زندگي است.
    اصولي كه ارايه شد گامهايي هستند براي دست يافتن به ثروت بيكران و رسيدن به موفقيت. بار ديگر تكرار مي كنم، نيازي نيست كه شما آگاهانه وجهي از اين ويژگي ها را در خود به وجود آوريد، فقط كافي است آنها را بدانيد.
    هر روز اين نكات را بخوانيد يا از طريق نوار به آن گوش كنيد. خواهيد ديد كه زندگي شما تغيير مي كند و از تنعم، نامحدودي، فراواني، بيكراني و ناميرايي سرشار مي گردد.
    هر اندازه ثروتي كه آرزويش را داريد بيافرينيد. همة اميال مادي و غير مادي خود را برآورده سازيد. ثروت بيافرينيد و آن را خرج كنيد. به ميزان زياد خرج كنيد و با ديگران سهيم شويد. از ثروت خود به ديگران بدهيد. آن را به فرزندانتان بدهيد، به خانواده تان، به اقوامتان، به دوستانتان، به جامعه، و به همة دنيا بدهيد. زيرا ثروت از عالم است و به ما تعلق ندارد، بلكه ما به آن تعلق داريم.
    

|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 10 آبان1385 و ساعت 22:53 | 
تاریخچه تقلب و روش های آن

 

گويند: «تقلب مفهومي‌است بس اساسي» به طوري که شاعر ميگويد:


تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبير خردمند را


تاريخچه‌ي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لش را

تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانه‌ي کودکان فلک بخت

 مکتب بود. ليک حسن از روي گشادي، چشمان چپش را بر روي ورقه‌ي همزاد

انداخت تا نکتي بس ارزشمند از ورقه‌ي فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين

 تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روش‌هاي فوق العاده ابتدايي (البته در

مقابل ترفند‌هاي کنوني) صورت گرفت. بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن تن را

داد و خود را به بالاي ورقه‌ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود.


زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و

مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلب‌هاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن

 غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زني، تقلب در

بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را مي‌شود نام برد.


حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان مي‌رسانيم:

روش هاي نوشتاري:

1- نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و...

 
2- نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و...


3- نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و...


4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخ‌هاي مختلفي از جمله دماغ،

دهن، فک پايين، دريچه‌ي آئورت و ...

روش هاي با کلاسي:

1- استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي


2- استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس

روش هاي جوادي:

1- خر نمودن يک فقره بچه خرخون


2- خم کردن سر به روي ورقه‌ي طرف به صورت تابلو.


3- روش بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب،

جرات نزديک شدن به شما را نکند.


4- روش شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از

هستي ساقط کنيد و بعد با خيال راحت دست به کار شويد.

توجه:

اگر در اين امر تبهر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد که عواقبي جز ضايع شدن،

اخراج شدن و تابلو شدن ندارد

 
 

|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 10 آبان1385 و ساعت 22:50 | 
خواستگاری

 

ابتدا مواد لازم را تهيه مي كنيم... اين بحث در اين مقوله يا مقاله يا مقال مجال نمي دهد
ابتدا مادر اكتيو تلفن را برداشته و به خانه گل دختر نجيب تيليف ميزند . (اين در صورتي است كه مادر اكتيو همسايه گل دختر نباشد ، كه در اين صورت مي تواند زر زر صداي زنگ خانه گل دختر رابه صدا در بياورد . يا اينكه قيژ قيژ پاشنه در را
الو بله... خانه يك عدد گل دختر... بفرماييد
سلام عليكن!! شنيديم (يا ديديم) كه شما يك دختر تپل مپل سفيد مفيد... مثل هلو... مثل پنجه آفتاب دم بخت با شرايط مناسب داريد. كي مي تونيم بياييم يه عالمه مزاحم بشيم؟

توجه نكته مهم
اين تيليف اول بسيار مهم است. شما مادر شازده پسر لطفا خوب گوش كن... كمال ادب را به خرج بده از روده درازي زيادي بپرهيز. اطلاعات جامع و كامل بده. سعي كن در كمال ادب اطلاعات بگيري. از چاخان پاخان و خالي بندي جدا ً بپرهيز... مدت مكالمه بيشتر از ده دقيقه نشود. مادر جان دقت كن آخر مكالمه زمان تلفن بعدي با روز و ساعت و ثانيه، براي شرفياب شدن يا نشدن را مشخص كني... و بهتر است همين فردا باشد نه شصت صد سال بعد...
فردا
just on time مادر شازده پسر ...> زررر...
الو بله... خونه همون گل دختر نجيب و سفيد مفيد تپلي كه احيانا دوست پسر نداشته و قبول كرده بياييد دستش رو ببوسيد... بفرماييد
مادر شازده پسر: پس قبول كرده كه ببوسيم... كي ببوسيم؟
مادر شازده پسر سعي كند ظرف سه روز آينده وقت بگيرد و به ناز كردن مادر گل دختر توجه نكند...
زرررر....
صداي زنگ در خانه گل دختر نجيب كه حالا كمي سرخ شده... بفرماييد:
فرهنگ گل و شيريني: 1_آدم هاي پررو دفعه اول كه خانه كسي براي امر خير مي روند... چيزي نمي برند و اين امر از طرف باقي آدم هاي پرروتر توجيه شده است... نگارنده چون پررو نيستم اظهار نظري نمي كنم. 2_ گل آوردن به منزله اين است كه خانواده گل پسر با ادبند و قشنگي گل با سليقه طرف ارتباط مستقيم دارد (در ابتدا و انتهاي امر ازدواج از خسيس بازي بپرهيزيد) همچنين اوردن گل اين معنا را هم مي تواند داشته باشد كه خانواده شازده پسر همچين بگويي نگويي بوسيدن دست گل دختر زير دندانشان مزه كرده است و تمايل دارند براي آشنايي بيشتر باز جلسه ديگري تشريف بياورند 3_شيريني آوردن اصولا در مراحل انتهايي خواستگاري صورت مي گيرد و به منزله آن است كه شازده پسر همش از دست بوسيدن خالي خسته شده و گل دختر همه جوره مورد پسند واقع شده ... پسنديده ديگه... چرا متوجه نيستيد... پسنديده ... همين جا پرانتز فرهنگ گل و شيريني را مي ينديم و وارد خانه گل دختر مي شويم ..بعدا با پرانتز فرهنگ چايي خدمت مي رسيم
زرررر....
بفرماييد: شازده پسر سعي كند كاكل هايش را آب و روغن بزند. حتي الامكان كت و شلواري از در و همسايه. دوست و رفيق جور كرده، بپوشد كه نشان بدهد عرضه كت و شلوار پوشيدن دارد همچنين خودش دسته گل را به دست بگيرد كه در غير اينصورت نبايد از عروس خانم توقع چايي آوردن داشته باشد و ما تحتش نسوزد زماني كه به جاي عروس خانم مادر يا خواهر يا عمه و خاله اش چايي اوردند و شازده پسر عرق ريزان سرش را بالا آورد و به جاي گل دختر پنجه آفتاب پيرزني را ديد كه لبخند جگر سوز مي زند! پس براي جلوگيري از كنف شدن بهتر است از اول دسته گل را خود شازده دستش بگيرد كه چيزي كه عوض دارد گله ندارد
مادر شازده پسر سعي كند موقعيت استراتژيكي را براي نشستن انتخاب كند به طوري كه اگر خواست وسط مجلس براي پسرش چشم و ابرو بيايد و نظر شازده پسر را جويا شود... خانواده گل دختر وي را نبينند... يا اگر پسر خواست سوالي فرمايشي تقلبي از وي بستاند مشكلي پيش نيايد. پس نتيجه مي گيريم مادر و پسر قند عسل نبايد از هم زياد دور بنشينند. زياد هم ور دل هم نباشند كه مبادا شازده انگ بچه ننه اي بخورد
بعد از ده الي پانزده دقيقه صحبت درباره وضعيت اب و هوا و گراني و بيكاري جوانان و نوه هاي طرفين و احيانا زلزله (اين قسمت براي نشان دادن به روز بودن مطلب در اين قسمت اضافه شده است) بايد مادر شازده پسر با هر ترفندي كه شده از نظر شازده مطلع شود و تصميم بگيرد كه بحث پيرامون امر خير را شروع كند يا نكند در غير اينصورت ممكن است حوصله دختر خانم سر برود و مجلس را به نشانه اعتراض ترك كند (فرهنگ چايي: شازده پسر كاكلي ميتواند در اين قسمت از فرهنگ چايي استفاده كند و بر مبناي قرار داد از پيش تصويب شده اگر دختر مورد پسند واقع نشده بود چايي را نصفه بنوشد و اگر پسنديده بود اشكالي ندارد كه استكان را هم قورت دهد... البته هر خانواده مي توانند از قبل براي خودشان ترفند هاي ديگري هم طراحي كنند) فرض مي گيريم كه بحث شروع ميشود
مادر شازده پسر چهار تا سوال حسابي بپرسد و بحث داغي را راه بياندازد. نگارنده پيشنهاد ميكنم كه اين جلسه همه با هم و در حضور يكديگر به تبادل انديشه و ابراز عقيده بپردازند تا مشخص شود كه گل دختر و شازده پسر توانايي اظهار عقيده در يك جمع خانوادگي را دارند يا نه! ( نه كه دختره و پسره را در يك اتاق كرده و خودتان فال گوش بايستيد...) بعد از حدود 45 دقيقه الي يك ساعت... ديگر گل پسر بسش است و بايد بداند كه ياتاق انداختن كافي است... و توجه داشته باشد كه با كت و زير شلواري كه نيامده است... دست والده مكرمه را بگيرد و به خانه اشان برود كه كلي فك و فاميل منتظر اظهار نظرشان هستند
نكته اساسي مهم خانواده شازده پسر اگر مايل باشند براي ماچ ماليزاسيون مشرف شوند يا مايل نباشند، بايد اين نكته را به خاطر داشته باشند كه بعد از سه چهار روز... زررر... صداي گوشي خانه گل دختر را به صدا در بياورند و دوباره وقت بگيرند يا اينكه از بابت پذيرايي تشكر كنند و ديگرآن طرف ها پيدا نشوند... يعني شما خانواده شازده پسر! لطفا به مثابه... رفتار نكنيد، كه برويد و پشت سرتان را هم نگاه نكرده و گل دختر سفيد مفيد كه حالا غمگين است و زردمبو شده و زير چشم هايش گود افتاده را بلاتكليف بگذاريد
اين تشكر كوچك نشان دهنده ادب خودتان است.

 

v    

|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 10 آبان1385 و ساعت 22:45 | 

 

v     FOLLOW YOUR DREAMS.GO CONFIDENTLY IN THE DIRECTION

v      

v     OF YOUR DREAMS.LIVE THE LIFE YOU HAVE IMAGNED.

v      

 

|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 10 آبان1385 و ساعت 22:40 | 
مثل گل رز

 يك انسان بدون شخصيت مثل يك ظرف سوراخ سوراخ است كه نمي شود در آن مايعات ذخيره كرد.

يك مغز تميز و پاك بدون آلودگي مثل يك گل رز باز شده عطرافشان است، تازه مي كند. به نشاط مي آورد

 و مي تواند اوج گرفته و در بهشت به پيش پاي خداوند برسد.
    

|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 10 آبان1385 و ساعت 22:33 | 
نگرشهاي خوب به زندگي

 

عشق يکي از مهمترين چيز هاي زندگي است.
    
    *بايد بهتر شويم پس نبايد اجازه دهيم ترس ما را به دام اندازد.
    
    *فرقي ميان دادن و گرفتن نيست.
    
    *در آينده و گذشته زندگي نکن
    
    *حالا هر کاري مي تواني انجام بده در هر لحظه بايد محبت کني
    
    *اگر در بيرون مشکلي هست ناراحت نشو درون قلبت امنيت داري.
    
    *چون عشق هميشه هست نبايد از مرگ بترسي.
    


|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 9 آبان1385 و ساعت 21:58 | 

 

خاله شهین جونم

 

تولدت مبارک.......

|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 9 آبان1385 و ساعت 21:45 | 

|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 9 آبان1385 و ساعت 21:35 | 
Happy birthday GOLIA…

Happy birthday GOLIA…

 

 

WITH THE BEST WISHES FOR U

 

 

(KATY MAMA & BABA)

 

 

 

|+| نوشته شده توسط کتایون در سه شنبه 9 آبان1385 و ساعت 12:12 | 
از خدا خواستم

 

 

از خدا خواستم ... از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد خدا گفت: نه . رها کردن کار توست. تو بايد از آنها دست بکشی.

 

از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد خدا گفت: نه. رنج و سختي ، تو را از دنيا دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند.

 

از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد خدا گفت: نه. شکيبايي زاده رنج و سختي است. شکيبايي بخشيدني نيست، به دست آوردني است.

 

 

از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشد خدا گفت: نه. بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوي.

 

از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد خدا گفت: نه . من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري.

 

من هر چيزي را که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم و باز گفت: نه. من به تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري.

 

 از خدا خواستم ياري ام دهد تا ديگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند و خدا گفت: آه، سرانجام چيزي خواستي تا من اجابت کنم

 

|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 7 آبان1385 و ساعت 22:10 | 
THE FUTURE DEPENDS ON WHAT WE DO IN THE PRESENT

 

 

 

 

 

 

 

 

THE FUTURE DEPENDS ON WHAT WE DO IN THE PRESENT.

v      

v     FIRST SAY TO YOURSELF WHAT YOU WOULD BE THEN DO &    

      THEN DO WHAT YOU HAVE TO DO.

v      

v     THE ONLY WAY OF FINDING THE LIMITS OF POSSIBLE IS,

     

v      BY GOING BEYOND THEN INTO THE IMPOSSIBLE.

v      

     IT’S HARD TO FAIL BUT IT’S WORSE NEVER TO HAVE TRIED

   

     SUCCESS.

v      

     FOLLOW YOUR DREAMS.GO CONFIDENTLY IN THE DIRECTION

      

     OF YOUR DREAMS.LIVE THE LIFE YOU HAVE IMAGNED.

v      

    RISK …

      

     NOTHING IS ACHIEVED WITH OUT TAKING A RISK

v      

     TO KEEP LIVING, ONE HAS TO RISK DEATH.

v      

     TO KEEP LAUGHING, ONE HAS TO RISK GRIEF.

v      

     TO LOVE, ONE HAS TO RISK NOT GETTING LOVE BACK.

v      

     TO GET MORE, ONE HAS TO RISK ALL ONE, HAS TO GET

v      

     SUCCESS, ONE HAS TO RISK FAILURE.

v      

     IF YOU DO NOT RISK YOU ARE FINISHED.

v      

v     YOU ARE NOTHING, IF YOU DON’T RISK.


 

 

  

|+| نوشته شده توسط کتایون در یکشنبه 7 آبان1385 و ساعت 11:4 | 
ببین

 

 

 

 

*انگاه که دست یاری به سوی کسی دراز میکنی مواظب باش که مشت بر دهان دیگری نکوبی.

 

when uextend a helping hand to

 

one person,be carfull not to kick

 

someone else in the teeth

 

*همه کسانی را که به تو رشک میورزند ببخش.

 

Forgive anyone you've been holding a grudge against.

 

*هر انچه را که میتوانی تغییر بده و مابقی را رها کن.

 

 

Change what you can & leave the rest alone.

 

*تشنه پیشرفت باش نه عمل محض.

 

Strive for progress,not perfection.

 

*مشتاق باش نه حسود.

 

Be zealouse not jealous.

 

*هرگز خود را در درجه اخر اهمیت قرار نده.

 

Never put yourself last.

 

 

 

.

|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 3 آبان1385 و ساعت 23:18 | 
ایرانیان

 

 

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني بوده است .

آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتاده اند .

آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده .

آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .

آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .

آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .

آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد ساخت ، ساخته شد .

آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .

 

|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 3 آبان1385 و ساعت 23:1 | 
True Love Never Dies

 

As your love runs through me


And sets my heart a flame


As all the years go by


I'll love you just the same


I know this love is true


And true love never dies


While it's you that's in my heart


There's tears I'll never cry


When I am with you


I've never felt so free


My love is growing stronger


With you I'll always be

|+| نوشته شده توسط کتایون در چهارشنبه 3 آبان1385 و ساعت 22:58 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar